موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۰/۲۳
شماره جلسه : ۶۰
-
خلاصه جلسه گذشته
-
دلیل شانزدهم: روایت اسحاق بن عمار
-
اشکالات مرحوم حائری در استدلال به روایت
-
اشکال اول
-
نقد اشکال اول
-
اشکال دوم
-
نقد اشکال دوم
-
اشکال سوم
-
نقد اشکال سوم
-
اشکال چهارم
-
نقد اشکال چهارم
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
در دلیل پانزدهم، از ظهور عبارت «إنی لأحب»[1] در استحباب نتیجه گرفته میشود که نماز جمعه در فرض عدم حضور امام معصوم واجب نیست، و از اینرو شرط وجوب آن، اقامه توسط امام معصوم است؛ بنابراین در عصر غیبت، نماز جمعه وجوب ندارد.
دلیل شانزدهم استدلال به روایت اسحاق بن عمار از امام صادق (ع) است.
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ مُوسَى الْخَشَّابِ عَنْ غِيَاثِ بْنِ كَلُّوبٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ كَانَ يَقُولُ: إِذَا اجْتَمَعَ عِيدَانِ لِلنَّاسِ فِي يَوْمٍ وَاحِدٍ فَإِنَّهُ يَنْبَغِي لِلْإِمَامِ أَنْ يَقُولَ لِلنَّاسِ فِي خُطْبَتِهِ الْأُولَى إِنَّهُ قَدِ اجْتَمَعَ لَكُمْ عِيدَانِ فَأَنَا أُصَلِّيهِمَا جَمِيعاً فَمَنْ كَانَ مَكَانُهُ قَاصِياً فَأَحَبَّ أَنْ يَنْصَرِفَ عَنِ الْآخَرِ فَقَدْ أَذِنْتُ لَهُ.[2]
واژه «ینبغی» در لسان ائمه (علیهمالسلام) ظهور در استحباب ندارد، بلکه بنابر تتبّع در استعمالات روایی، غالباً در معنای لزوم به کار رفته است، مگر آنکه قرینهای بر خلاف آن وجود داشته باشد؛ چنانکه «لا ینبغی» نیز در بسیاری از موارد در مقام افاده حرمت استعمال شده است. بر اساس قاعده «الظنّ یلحق بالشیء الأعمّ الأغلب»، در موارد فقدان قرینه، این تعبیر بر لزوم حمل میشود.
امام (ع) در این روایت اعلام میفرماید که دو عید در یک روز با یکدیگر مقارن شدهاند و من هر دو نماز را اقامه میکنم؛ اما هر کس محلّ سکونتش دور است و پس از خواندن یکی از این دو نماز مایل نیست برای نماز دیگر باقی بماند، به او اجازه دادهام که بازگردد.
این اشکال نیز ناتمام است؛ زیرا در فرض اجتماع دو عید، دو واجب بر عهده مردم قرار دارد؛ نماز عید قربان و نماز جمعه، و مقتضای اصل آن است که هر دو نماز را بهجا آورند و بقا برای نماز دوم واجب است و نیازی به اذن ندارد. آنچه نیازمند اذن است، ترک واجب و انصراف از نماز دوم است، نه بقا بر آن. ازاینرو، امام (ع) به افراد اجازه میدهد نماز دوم را ترک کنند، و نیازی نیست که بقا نیز متوقف بر اذن امام باشد تا نتیجه گرفته شود که انصراف از حقوق اوست. بنابراین، اشکال دوم نیز وارد نیست.
در پاسخ باید گفت این برداشت خلاف ظاهر روایت است؛ قضیه حینیه ناظر به حکمی است که تنها در زمان تحقق موضوع جریان دارد، اما ظاهر روایت چنین نیست. تعبیر «ینبغی للإمام أن یقول للناس» بیانگر یک قضیه حقیقیه است که بهصورت کلی و فرازمانی، شأن و اختیار امام را تا ابد تبیین میکند. امام (ع) در این روایت، حکمی دائمی را درباره جایگاه امام در اقامه نماز جمعه و اختیار او در اذن به مردم بیان میفرماید، نه حکمی مقید به زمان خاص یا صرفاً در فرض تحقق خارجی اقامه توسط خود او. بنابراین، از روایت اسحاق بن عمار، قضیه حینیه استفاده نمیشود، بلکه مفاد آن دلالت بر یک قاعده کلی درباره شأن امام (ع) در نماز جمعه دارد.
پاورقی
[1] « رَوَى اِبْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنِّي لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ لاَ يَخْرُجَ مِنَ اَلدُّنْيَا حَتَّى يَتَمَتَّعَ وَ لَوْ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ أَنْ يُصَلِّيَ اَلْجُمُعَةَ فِي جَمَاعَةٍ.» (مصباح المتهجد، ج 1، ص 364.)
[2] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 448.
[3] « و أمّا السادس عشر ففيه: أنّ الظاهر منه أنّه ليس المقصود بالإمام هو المعصوم، فإنّ كونه في مقام بيان تكليف نفسه أو الأئمّة من ولده، بعيد جدّا، فإنّه يعمل بتكليفه من دون أن يعيّن تكليفه، و الأئمّة الطاهرون من ولده عالمون بتكاليفهم و عاملون بها، بل لا بدّ أن يكون المقصود هو الإمام المتصدّي لصلاة العيد.» (صلاة الجمعة (حائری)، ص 116.)
[4] « مع أنّه لا يدلّ على أنّ البقاء و الالتحاق لا بدّ أن يكون بإذنه، حتّى يكون ذلك أي الانصراف و البقاء في خصوص المورد حقّا له.» (همان.)
[5] « مع أنّه لو فرض انتزاع حقّيّة في المورد لا يدلّ على ثبوت الحقّ انصرافا و التحاقا في جميع الموارد.» (همان.)
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
طوسی، محمد بن حسن- مروارید، علی اصغر، مصباح المتهجد، مؤسسه فقه الشيعه، 1411.
نظری ثبت نشده است .