درس بعد

نماز جمعه

درس قبل

نماز جمعه

درس بعد

درس قبل

موضوع: نماز جمعه


تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۱/۲۰


شماره جلسه : ۷۳

PDF درس صوت درس
چکیده درس
  • خلاصه جلسه گذشته

  • جمع بندی دیدگاه ها در مدلول صحیحه منصور بن حازم

  • دیدگاه برگزیده در مدلول روایت منصور بن حازم

  • پاسخ به یک شبهه

  • نقد تشبیه مرحوم حائری

  • پذیرش ملاک تقیه نوعی در جعل احکام اولیه

  • طائفه دوم: روایات دال بر اصل وجوب نماز جمعه

  • روایت سوم: روایت نبوی (ص) در ضمن خطبه

  • دیدگاه مرحوم بروجردی

  • دیدگاه مرحوم حائری

  • دیدگاه برگزیده

  • پاورقی

  • منابع

دیگر جلسات
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحيمْ
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ


خلاصه جلسه گذشته
در پاسخ به اشکال تقیه‌ای بودن روایت «الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ»[1] و نفی اطلاق آن، مرحوم حائری با تفکیک میان «تقیه شخصی» و «تقیه نوعی» توضیح می‌دهد که حمل روایت بر تقیه در مقام بیان حکم، خلاف ظاهر است؛ زیرا حکم وجوب نماز جمعه در زمان حکومت جائر، با توجه به اینکه ملاک وجوب آن در عصر خلفا به احتمال جلوگیری از انزوای اجتماعی شیعه می تواند باشد، از سنخ تقیه نوعی و به ملاک حکم اولی خواهد بود، بنابراین عمل مزبور مجزی است و اطلاق این حکم شامل زمان غیبت نیز می‌شود؛ افزون بر این‌که حتی خارج از فرض تقیه نیز، به نظر حائری، صحت و اجزای نماز جمعه بر پایه کفایت احراز عدالت امام جمعه قابل توجیه است و با استناد به روایتی که اقتدا به امامی که بعداً یهودی یا نصرانی بودن او روشن شده را صحیح می‌داند، نتیجه می‌گیرد که به طریق اولی اقتدا به امام جمعه اهل‌سنت نیز موجب بطلان نیست، و بدین‌سان اطلاق روایت نسبت به عصر حضور و غیبت قابل اثبات خواهد بود.

جمع بندی دیدگاه ها در مدلول صحیحه منصور بن حازم
در روایت صحیحه منصور بن حازم، همان‌گونه که ملاحظه فرمودید، بزرگان فقه در تفسیر عبارت «الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ» دیدگاه‌های مختلفی ارائه کرده‌اند.

بر اساس دیدگاه نخست، مقصود از این تعبیر، صرفا بیان وجوب حضور در نماز جمعه منعقده است؛ این نظر مورد پذیرش مرحوم آیت‌الله بروجردی[2] و مرحوم آیت‌الله خویی[3] است.

دیدگاه دوم آن است که مراد از «جمعه»، نماز جمعه صحیح باشد؛ یعنی «الْجُمُعَةُ الصحیحة وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ». قائلان به این نظر آن را بر مبنای نظریه وضع الفاظ عبادات برای صحیح از آنها تفسیر کرده‌اند.

بر اساس دیدگاه سوم، این تعبیر یا از حیث صدور یا از حیث عمل، بر تقیه حمل می‌شود و تقیتاً صادر شده است و در نتیجه قابلیت جریان اطلاق در روایت نسبت به زمان حضور و غیبت و نسبت به وجوب حضور و انعقاد نماز جمعه وجود ندارد؛ مرحوم آقای حائری فرمودند: این احتمال بسیار خلاف ظاهر است؛ به‌ویژه با توجه به تأکید تعبیر «عَلَى كُلِّ أَحَدٍ» که ظهور در بیان حکم واقعی دارد.

دیدگاه چهارم، که نظر مختار مرحوم آقای حائری[4] است، تمسک به اطلاق روایت می‌باشد. بر این اساس، وجوب نماز جمعه شامل همه افراد می‌شود، خواه امام جمعه معصوم یا منصوب از سوی معصوم باشد یا نباشد، و خواه در زمان حضور امام معصوم باشد یا در عصر غیبت. ایشان از این روایت اطلاقی عام در وجوب نماز جمعه استظهار کرده‌اند.

دیدگاه برگزیده در مدلول روایت منصور بن حازم
آنچه در این مقام می‌خواهیم بیان کنیم آن است که روایت «الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ وَ لَا يُعْذَرُ النَّاسُ فِيهَا إِلَّا خَمْسَةٌ» صرفاً در مقام بیان اصل وجوب نماز جمعه است. بر این اساس، مفاد روایت آن است که نماز جمعه واجب است و تنها پنج گروه از این وجوب معذورند؛ اما روایت در مقام بیان شرایط، قیود و خصوصیات این واجب نیست.

ازاین‌رو، نمی‌توان به اطلاق جمله «الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ» تمسک کرد و آن را از حیث عدد، شرایط، یا خصوصیات دیگر توسعه داد؛ به‌گونه‌ای که گفته شود نماز جمعه چه با عدد کم باشد و چه زیاد، چه امام خاصی داشته باشد یا نداشته باشد، و چه در فاصله یک فرسخی نماز جمعه دیگری وجود داشته باشد یا نه، در هر حال واجب است. به‌طور قطع می‌دانیم که روایت در مقام بیان این جهات نیست. بنابراین، اساساً جایی برای این ادعا وجود ندارد که اطلاق روایت، با روایاتی مانند «بَينَ الجُمعَتَينِ فَرسَخ» مقیّد شود؛ زیرا روایت اصلاً در مقام بیان این قیود نبوده است.

این نکته همان مطلبی است که پیش‌تر نیز به آن اشاره شد؛ در بسیاری از آیات قرآن و نیز در پاره‌ای از روایات، تنها اصل وجوب یک حکم بیان می‌شود، بدون آنکه شرایط، قیود و حدود آن ذکر گردد. در این موارد، شارع در مقام بیان اصل تشریع است، نه بیان تمامی خصوصیات و شرایط آن.

پاسخ به یک شبهه
ممکن است گفته شود که این روایت در زمان امام صادق (ع) صادر شده است و شیعیان در آن زمان قطعا علم به وجوب نماز جمعه داشتند، بنابراین اینکه روایت در مقام بیان اصل وجوب نماز جمعه باشد پذیرفته نیست. در پاسخ به این شبهه باید متذکر این مطلب شد که در آن دوره، برخی شیعیان (مانند زراره و دیگران) در نماز جمعه شرکت نمی‌کردند و اهل‌سنت، آنان را به این جهت سرزنش می‌کردند. ازاین‌رو، این تصور پدید آمده بود که نماز جمعه نزد شیعه اساساً واجب نیست. در چنین فضایی، امام علیه‌السلام فرمودند: «الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ»، تا اصل وجوب را تثبیت کنند؛ هرچند اصل این وجوب در قرآن نیز آمده است.

بنابراین، با توجه به تقسیم‌بندی‌ای که پیش‌تر ارائه شد، چهار احتمالی که دیگران در تفسیر این روایت مطرح کرده‌اند همگی با اشکال روبه‌رو هستند و آنچه به نظر ما از این روایت ظهور دارد، تنها بیان اصل وجوب نماز جمعه است. این همانند آیه «أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» است که صرفاً اصل حلیت بیع را بیان می‌کند، نه اینکه از حیث شرایط و قیود نیز در مقام اطلاق باشد.

نقد تشبیه مرحوم حائری
در خصوص تشبیهی که مرحوم آقای حائری مطرح کرده‌اند ـ مبنی بر اینکه اقتدا به یک امام مخالفِ اهل‌سنت، اسوأ حالاً از اقتدا به یهودی نیست، و حال آنکه در روایات آمده است در صورت نماز خواندن پشت سر یهودی یا مسیحی، اعاده لازم نیست ـ باید گفت این قیاس در اینجا صحیح نیست؛ زیرا آن روایات ناظر به حالتی است که پس از انجام عمل روشن می‌شود امام جماعت، یهودی یا مسیحی بوده است، در حالی که بحث ما در اینجا پیش از عمل است و می‌خواهیم بدانیم آیا از ابتدا می‌توان به چنین فردی اقتدا کرد یا نه.

پذیرش ملاک تقیه نوعی در جعل احکام اولیه
نکته مهم دیگر آن است که آنچه در ذهن بسیاری از فضلا وجود دارد، این است که تقیه عنوانی ثانوی به شمار می‌آید. این سخن در جایی درست است که تقیه، شخصی باشد؛ اما اگر تقیه، نوعی باشد و در متن ملاک اولی حکم قرار گیرد، دیگر عنوان ثانوی نخواهد بود. این تمایز، ثمره‌ای بسیار مهم دارد و در عین حال، نکته‌ای نو به شمار می‌رود.

توضیح آنکه در باب ملاکات، ما ابتدا با ملاکات اولیه روبه‌رو هستیم. برای مثال، روزه به حکم آیه شریفه
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ» واجب شده و دارای ملاک خاص خود است. سپس گفته می‌شود اگر این روزه ضرری باشد، واجب نخواهد بود؛ زیرا عنوان آن از «صوم» به «صوم ضرری» تبدیل می‌شود. اما اگر یک ضرر یا حرج، جنبه عمومی و دائمی داشته باشد، از همان ابتدا در جعل حکم لحاظ می‌شود و در متن ملاک اولیه داخل می‌گردد. برای نمونه، اگر شارع بخواهد در شبهات موضوعیه، احتیاط را بر همه مکلفان لازم بداند، این امر تا قیامت موجب حرج نوعی خواهد شد. ازاین‌رو، شارع از آغاز، حکم طهارت را بر اساس همین ملاک جعل کرده و این ملاحظه در متن عنوان اولی داخل شده است، نه اینکه عنوانی ثانوی در کنار آن باشد.

عنوان ثانوی در فقه ناظر به مواردی است که گاهی تحقق دارد و گاهی ندارد؛ در برخی افراد هست و در برخی نیست، یا امروز وجود دارد و فردا زائل می‌شود. اما اگر یک عنوان به‌صورت دائمی و نوعی در نظر گرفته شود ـ مانند ضرر، حرج، تقیه یا اضطرار ـ دیگر نمی‌توان آن را عنوان ثانوی دانست. تقیه نوعی، دیگر عنوان ثانوی نخواهد بود.

این بحث باید در علم اصول و ذیل مبحث ملاکات طرح شود؛ زیرا در اینجا با ملاکاتی روبه‌رو هستیم که به‌واسطه عناوین دیگر، در متن ملاکات اولیه ادغام شده‌اند.

 طائفه دوم: روایات دال بر اصل وجوب نماز جمعه
روایت سوم: روایت نبوی (ص) در ضمن خطبه

روایت پنجم، حدیثی است از وجود مبارک پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله که در ضمن خطبه‌ای طولانی ـ و به نقل موافق و مخالف ـ چنین آمده است:

قَالَ‌ وَ قَالَ‌ النَّبِيُّ‌ صَلَّى اللَّهُ‌ عَلَيْهِ‌ وَ آلِهِ‌ فِي خُطْبَةٍ‌ طَوِيلَةٍ‌ نَقَلَهَا اَلْمُخَالِفُ‌ وَ اَلْمُؤَالِفُ‌: إِنَّ‌ اللَّهَ‌ تَبَارَكَ‌ وَ تَعَالَى فَرَضَ‌ عَلَيْكُمُ‌ الْجُمُعَةَ‌ فَمَنْ‌ تَرَكَهَا فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي اسْتِخْفَافاً بِهَا أَوْ جُحُوداً لَهَا فَلاَ جَمَعَ‌ اللَّهُ‌ شَمْلَهُ‌ وَ لاَ بَارَكَ‌ لَهُ‌ فِي أَمْرِهِ‌ أَلاَ وَ لاَ صَلاَةَ‌ لَهُ‌ أَلاَ وَ لاَ زَكَاةَ‌ لَهُ‌ أَلاَ وَ لاَ حَجَّ‌ لَهُ‌ أَلاَ وَ لاَ صَوْمَ‌ لَهُ‌ أَلاَ وَ لاَ بِرَّ لَهُ‌ حَتَّى يَتُوبَ‌.[5]

مضمون روایت بسیار شدید است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه ‌و آله و سلم) می‌فرمایند: خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است و هرکس آن را ـ چه در زمان حیات من و چه پس از وفاتم ـ از روی سبک‌شمردن یا انکار ترک کند، خداوند امور پراکنده او را سامان نمی‌دهد و در زندگی‌اش برکت قرار نمی‌دهد؛ و نماز، زکات، حج، روزه و نیکی او پذیرفته نیست تا آنکه توبه کند.

تعبیر «فَلَا جَمَعَ اللَّهُ شَمْلَهُ» را می‌توان چنین فهمید که یکی از آثار نماز جمعه، سامان‌یافتن و انسجام امور زندگی انسان است. به بیان دیگر، نماز جمعه می‌تواند سبب رفع پراکندگی فکری و عملی و منشأ برکت در زندگی باشد؛ و در مقابل، ترک آن موجب سلب این برکت و انسجام خواهد شد، تا آنکه انسان توبه کند.

در پاسخ به این پرسش که آیا این تعبیر، نفرین پیامبر است، می توان گفت که اولاً پیامبر اهل نفرین نبودند، و ثانیاً این بیان، در حقیقت گزارش از یک اثر تکوینی است؛ یعنی رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) دو اثر وضعی را بیان کرده‌اند؛ یکی پراکندگی امور، و دیگری زوال برکت از زندگی تارک نماز جمعه.

دیدگاه مرحوم بروجردی
مرحوم آیت‌الله بروجردی با اشاره به اختلاف عبارات این روایت فرموده که این روایت با همین عبارت، در «وسائل الشیعه» و نیز در رساله ای مفصل از شهید ثانی آمده است؛ اما در یک رساله مختصر از ایشان، عبارت چنین نقل شده است:«فَمَنْ تَرَكَهَا فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي وَ لَهُ إِمَامٌ عَادِلٌ». ایشان می‌فرمایند مقصود از امام عادل، همان امام معصوم (امام اصل) است، نه مطلق امام جماعت.

وی در تفسیر این روایت اینگونه بیان کرده است که مقصود از تعبیر «امام» در آن، امامِ اصل (یعنی امام معصوم یا امام منصوب از سوی او) است، نه مطلق امام جماعت. افزون بر این، ایشان معتقد است که ظاهر روایت در مقام بیان وجوب سعی و حضور در نماز جمعه است و وجوب انعقاد نماز جمعه در فرض عدم وجود امام معصوم (ع) از آن برداشت نمی‌شود؛ همان‌گونه که در نظایر این روایت نیز همین ظهور مشاهده می‌شود.[6]

دیدگاه مرحوم حائری
در مقابل، مرحوم آقای حائری معتقدند این روایت صریح در مدعای ایشان است؛ زیرا جمله «إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى فَرَضَ عَلَيْكُمُ الْجُمُعَةَ» اطلاق دارد، خواه امام معصوم باشد یا نباشد.

وی قید «امام عادل» را مؤید نظر خود می‌دانند و آن را به امام معصوم اختصاص نمی‌دهند. این اختلاف، ناشی از تفاوت در استظهار است؛ چنان‌که مرحوم آیت‌الله بروجردی و ما به تبع ایشان، از آغاز بحث نماز جمعه گفته‌ایم که تعبیر «امام» در روایات، ظهور در امام معصوم (علیه‌السلام) دارد، اما آقای حائری این ظهور را نمی‌پذیرند.[7]

دیدگاه برگزیده
ما در پاسخ به مرحوم حائری عرض می‌کنیم که تعبیر «فِي حَيَاتِي أَوْ بَعْدَ مَوْتِي» اشاره‌ای واضح دارد به این‌که این نماز جمعه، ناظر به شأن پیامبر و ولیّ مسلمین است؛ یعنی تا زمانی که خود آن حضرت اقامه می‌کردند، مردم موظف به حضور بودند.

نکته دوم آن است که اگر به اطلاق این روایت تمسک شود، باید پذیرفت که حتی در فرضی که امام جمعه، فردی سنی یا فاسق باشد نیز وجوب ثابت است؛ حال آنکه روشن است روایت در مقام بیان چنین قیودی نیست. بنابراین این روایت به مانند روایت منصور بن حازم، تنها در مقام اثبات اصل وجوب‌اند، و در مقام بیان شرایط و قیود آن؛ از جمله شرایط جماعت، عدد، یا اوصاف امام نیستند.

بنابراین، در این طایفه دوم از روایات نیز دلیلی نیافتیم که دلالت کند نماز جمعه مطلقاً ـ حتی با امام غیر معصوم ـ واجب است. این همان مسیری است که مرحوم آیت‌الله بروجردی پیموده‌اند؛ با این تفاوت که ایشان بر وجوب حضور حمل می‌کردند، در حالی که ما در بسیاری از موارد، حتی وجوب حضور را نیز نمی‌پذیریم و تنها ناظر بر اصل وجوب نماز جمعه می‌دانیم.

وَ صَلَّی الله عَلَیٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرینْ

پاورقی
[1] «مَا رَوَاهُ‌ اَلْحُسَيْنُ‌ بْنُ‌ سَعِيدٍ عَنْ‌ صَفْوَانَ‌ عَنْ‌ مَنْصُورِ بْنِ‌ حَازِمٍ‌ عَنْ‌ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ‌ عَلَيْهِ‌ السَّلاَمُ‌ قَالَ‌: يَجْمَعُ‌ الْقَوْمُ‌ يَوْمَ‌ الْجُمُعَةِ‌ إِذَا كَانُوا خَمْسَةً‌ فَمَا زَادَ وَ إِنْ‌ كَانُوا أَقَلَّ‌ مِنْ‌ خَمْسَةٍ‌ فَلاَ جُمُعَةَ‌ لَهُمْ‌ وَ الْجُمُعَةُ‌ وَاجِبَةٌ‌ عَلَى كُلِّ‌ أَحَدٍ لاَ يُعْذَرُ النَّاسُ‌ فِيهَا إِلاَّ خَمْسَةٌ‌ الْمَرْأَةُ‌ وَ الْمَمْلُوكُ‌ وَ الْمُسَافِرُ وَ الصَّبِيُّ‌ وَ الْمَرِيضُ‌.» ( الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، ج 1، ص 419.)
[2] ‏البدر الزاهر في صلاة الجمعة و المسافر، ص 24.
[3] ‏موسوعة الإمام الخوئي، ج 11، ص 29-30.
[4] ‏صلاة الجمعة (حائری)، صص 132–35.
[5] ‏تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 302.
[6] « و لا يخفى أنّ‌ المتبادر منه إمام الأصل لا مطلق إمام الجماعة، مضافا إلى أنّ‌ الظاهر من الحديث كونه بصدد بيان وجوب السعي و الحضور كما مر في نظائره.» (‏البدر الزاهر في صلاة الجمعة و المسافر، 26.)
[7] « و لعمري إنّ ذلك ممّا يفزع عنه المؤمن المتأمّل. فكما أنّه لا عذر لمن سمع ذلك في تركها إذا احتمل مثلا لزوم كون العدد كلّهم عدولا، كذلك الأمر في الاشتراط بالإمام المعصوم. هذا مع أنّ صيرورته 6 بصدد البيان على ما في بعض الطرق بذكره الاشتراط بإمام عادل دليل قطعيّ على عدم لزوم الإمام المعصوم. فتأمّل.» (‏صلاة الجمعة (حائری)، 136.)

منابع
بروجردی، حسین، البدر الزاهر في صلاة الجمعة و المسافر، قم - ایران، مکتب آية الله العظمی المنتظري، 1416.
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
خویی، سید ابوالقاسم، موسوعة الإمام الخوئي، قم - ایران، مؤسسة إحياء آثار الامام الخوئي، 1418.

برچسب ها :

وجوب تخییری منصور بن حازم وجوب تعیینی صلاه الجمعه عصر غیبت وجوب حضور در نماز جمعه تقیه نوعی تقیه شخصی خطبه نبوی امام جماعت یهودی

نظری ثبت نشده است .