موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۱/۲۵
شماره جلسه : ۷۵
-
خلاصه جلسه گذشته
-
مطالب مرحوم حائری در ذیل صحیحه زراره
-
مطلب اول: صراحت در نفی شرطیت نماز جمعه به امام معصوم (ع)
-
مطلب دوم: انصراف به شیعیان یا اطلاق نسبت به مسلمین
-
ارزیابی مطلب اول و دوم مرحوم حائری
-
اشکال در برداشت انشائی بودن عبارت
-
خبری بودن عبارت و لزوم بررسی متعلق آن
-
نفی خصوصیت شخص امام (ع) در روایت
-
مطلب سوم: بررسی دلالت «حثّنا» بر وجوب
-
ادعای قوت دلالت «حثّ» نسبت به «اِفعل»
-
1. دلالت «حثّ» بر تأکید در تحریض
-
2. فهم زراره از وجوب
-
ارزیابی مطلب سوم مرحوم حائری
-
مطلب چهارم: پاسخ به اشکال دلالت «حثّنا» بر استحباب
-
1. عدم دلالت روایت بر ترک مطلق
-
2. تحلیل زمینه سیاسی ـ اجتماعی اقامه جمعه
-
3. فلسفه ترغیب امام (علیهالسلام)
-
4. عدم ملازمه میان ترک و عدم وجوب
-
ارزیابی مطلب چهارم
-
مطلب پنجم: برداشت اطلاق از عبارت «عندکم» نسبت به عصر غیبت
-
ارزیابی مطلب پنجم
-
جمع بندی و دیدگاه برگزیده
-
بیان نکاتی در مورد اهمیت ماه رمضان
-
اهمیت تبلیغ در ماه رمضان
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
-
جلسه ۶۸
-
جلسه ۶۹
-
جلسه ۷۰
-
جلسه ۷۱
-
جلسه ۷۲
-
جلسه ۷۳
-
جلسه ۷۴
-
جلسه ۷۵
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
اشکال در برداشت انشائی بودن عبارت
اشکال اساسی به فرمایش ایشان آن است که استفاده اطلاق یا ادعای انصراف در این عبارت، مبتنی بر این پیشفرض است که جمله «إِنَّمَا عَنَیْتُ عِندَکُمْ» در مقام انشای حکم باشد؛ یعنی امام (علیهالسلام) بخواهند حکمی لزومی را برای عموم شیعه جعل و انشاء کنند. در حالی که ظاهر عبارت، ظهور در اخبار دارد نه انشاء. این جمله خبر از واقعیتی میدهد؛ اما اینکه آن واقعیت چیست و ناظر به کدام نماز جمعه با چه شرایطی است، از خود روایت بهروشنی استفاده نمیشود.
در صدر روایت آمده است که امام صادق (علیهالسلام) شیعیان را به نماز جمعه تشویق کردند تا آنجا که زراره گمان برد مقصود حضرت، حضور نزد شخص ایشان است. ممکن است گمان زراره این بوده که مرتبه کامل و مطلوب نماز جمعه، اقامه آن نزد امام معصوم است، نه اینکه اصل وجوب آن منحصراً مشروط به حضور امام باشد. در این صورت، پاسخ حضرت لزوماً در مقام نفی شرطیت امام معصوم برای صحت نماز جمعه نخواهد بود، بلکه ممکن است صرفاً ناظر به نفی اولویت نماز جمعه با امام معصوم (ع) باشد با این توضیح که در آن شرایط خاص، مصلحت در آن نبوده که شیعیان نزد امام اجتماع کنند، لذا امام (ع) فرمودند که نماز جمعه به امامت ایشان برپا نشود.
نکته دیگر آن است که از عبارت روایت استفاده میشود که امام (علیهالسلام) خصوصیت شخصی خود را نفی میکنند، نه اصل نصب یا اذن را. چهبسا در آن زمان مصلحت در این نبوده که نماز جمعه در منزل امام برگزار شود؛ اما این امر مستلزم آن نیست که هر شیعهای بدون نصب یا اذن از جانب امام، بتواند نماز جمعه را اقامه کند. روایت نفی نمیکند که اقامه صحیح نماز جمعه نیازمند نصب یا اذن باشد؛ بلکه تنها دلالت دارد بر اینکه حضور نزد شخص امام (علیهالسلام) در آن مقطع لازم نبوده است.
بنابراین، نسبت به دو مطلب نخست مرحوم آقای حائری میتوان چنین اشکال کرد:
1. ادعای صراحت روایت در ردّ شرطیت امام معصوم قابل پذیرش نیست؛ زیرا ممکن است زراره گمان کرده باشد که مرتبه اعلای نماز جمعه در اقامه نزد امام است، نه اینکه اصل وجوب مشروط به حضور ایشان باشد.
2. استفاده اطلاق یا انصراف از «عندکم» مبتنی بر انشائی بودن عبارت است، در حالی که ظاهر آن خبری است و نهایتاً ظهور در توصیه به حضور در نماز جمعه دارد، نه در جعل وجوب عام برای اقامه آن در همه زمانها و مکانها.
در ادامه، بحث به این نکته معطوف میشود که تمام این مناقشات ـ چه دیدگاه مرحوم آقای حائری و چه نظر مخالفان ـ متفرع بر این مبناست که واژه «حَثَّ» ظهور در وجوب داشته باشد. در حالیکه گفته شده است «حثّ» نهتنها ظهور در وجوب ندارد، بلکه بیشتر در رجحان و استحباب ظهور دارد. بنابراین، تعبیر «حَثَّنا أبو عبدالله» نهایتاً بر مطلوبیت و استحباب دلالت میکند، نه بر وجوب تعیینی؛ و در نتیجه، نمیتوان از این روایت بر وجوب نماز جمعه در عصر غیبت استدلال کرد.
مرحوم آقای حائری این اشکال را نپذیرفته و آن را ناتمام میدانند. ایشان با نوعی تنقیح مناط استدلال میکنند که اگر در اصول فقه گفته میشود صیغه «اِفعل» ظهور در وجوب دارد، این ظهور بر چه اساسی است؟ پاسخ آن است که «اِفعل» دلالت بر بعث، تحریک و تحریض میکند، و هرگاه قرینهای بر اذن در ترک وجود نداشته باشد، همین بعث و تحریک ظهور در وجوب خواهد داشت.
مرحوم حائری در ادامه تصریح میکنند که دلالت لفظ «حثّ» بر وجوب، حتی از دلالت صیغه «اِفعل» نیز روشنتر است. همانگونه که گفته میشود واژه «یجب» در دلالت بر وجوب از «اِفعل» قویتر است، به نظر ایشان «حثّ» نیز در افاده وجوب از صیغه امر ظهور بیشتری دارد. ایشان برای این مدعا دو دلیل ذکر میکنند:
1. دلالت «حثّ» بر تأکید در تحریض
به گفته ایشان، واژه «حثّ» صرفاً بر اصل تحریض دلالت نمیکند، بلکه متضمن تأکید در تحریض است؛ یعنی «شدّة الحثّ» را میرساند. برای نمونه به آیه شریفه «وَلَا يَحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ» (ماعون: ۳؛ حاقه: ۳۴) استناد میکنند که در آن، ترکِ تحریض بر اطعام مسکین مورد مذمت قرار گرفته است. از نظر ایشان، این «حضّ» به معنای تحریض مؤکد است، و چون تأکید در تحریض ظهور در لزوم دارد، پس «حثّ» نیز ظهور در وجوب خواهد داشت.
با این حال، این استدلال خالی از اشکال نیست؛ زیرا تأکید در طلب، لزوماً مساوی با وجوب نیست و میتوان مواردی از تأکید در مستحبات را نیز یافت. بنابراین، صرفِ دلالت بر تأکید، برای اثبات وجوب کافی به نظر نمیرسد.
2. فهم زراره از وجوب
در پاسخ باید گفت همانگونه که پیشتر بیان شد، ممکن است زراره از کلام امام، نه وجوب تعیینی، بلکه مرتبه عالی و کامل نماز جمعه را فهمیده باشد؛ یعنی تصوّر کرده باشد که افضل مراتب نماز جمعه، اقامه آن نزد امام معصوم است. بنابراین، از این رفتار نمیتوان استفاده کرد که زراره وجوب تعیینی را فهمیده است. در نتیجه، واژه «حثّ» دلالت بر اصل ترغیب دارد، هرچند همراه با نوعی تأکید باشد؛ اما از آن وجوب استفاده نمیشود.
نکته دیگر آن است که بهظاهر زراره و امثال او پس از صدور تعبیر «إِنَّما عَنَیْتُ عِندَکُمْ» همچنان در نماز جمعه حاضر نمیشدند. این امر میتواند قرینهای باشد بر اینکه آنان از روایت، وجوب تعیینی را نفهمیدهاند. همچنین این قرینه نشان میدهد که روایت در مقام انشای وجوب و تشریع حکم الزامی نبوده است.
ایشان در مطلب چهارم به بیان پاسخ به اشکال دیگر میپردازند با این توضیح که برخی کوشیدهاند از این روایت برای نفی وجوب استفاده کنند. تقریر استدلال آنان چنین است که ظاهر روایت نشان میدهد زراره نماز جمعه را ترک میکرده است، و چون وی از بزرگان اصحاب و از فقیهان برجسته مکتب اهلبیت (علیهمالسلام) بوده، ترک او کاشف از عدم وجوب نماز جمعه خواهد بود؛ زیرا اگر این فریضه واجب تعیینی بود، ترک آن از سوی شخصیتی چون زراره قابل تصور نبود.
مرحوم آقای حائری در پاسخ به این استدلال، چند نکته اساسی را مطرح میکنند:
1. عدم دلالت روایت بر ترک مطلق
به نظر ایشان، روایت اساساً دلالت بر ترک کلی و مستمر نماز جمعه از سوی زراره ندارد. تعبیر «حَثَّنا» تنها بر این امر دلالت میکند که امام (علیهالسلام) اصحاب را به نماز جمعه ترغیب کردهاند، نه اینکه آنان بهطور کامل این فریضه را ترک کرده بودهاند. واژه «حثّ» ظهور در ترک مطلق ندارد، بلکه نهایتاً اشعار دارد که اگر این ترغیب و تأکید نبود، احتمال ترک در برخی اوقات وجود داشت. بنابراین، از صرف تشویق نمیتوان ترک دائمی را استفاده کرد تا از آن عدم وجوب نتیجه گرفته شود.
2. تحلیل زمینه سیاسی ـ اجتماعی اقامه جمعه
مرحوم حائری در ادامه، بستر تاریخی صدور روایت را مورد توجه قرار میدهند. در عصر ائمه (علیهمالسلام)، نماز جمعه پیوندی وثیق با ساختار حکومت و خلافت داشت و اقامه آن نوعی اظهار حاکمیت و تصدی مقام رهبری سیاسی تلقی میشد. ازاینرو، برگزاری مستقل نماز جمعه از سوی شیعیان، حساسیتبرانگیز و مخاطرهآمیز بود و چهبسا بهمنزله اعلام تقابل با حکومت وقت به شمار میآمد.
بر این اساس، اقامه مستمر نماز جمعه برای شیعیان امری خالی از حرج نبود؛ بلکه غالباً با دشواریهای امنیتی و اجتماعی همراه بود. این وضعیت، زمینهای معقول برای صدور تعبیر «حثّ» از سوی امام (علیهالسلام) فراهم میکند.
3. فلسفه ترغیب امام (علیهالسلام)
با توجه به این شرایط، مرحوم حائری بر آناند که ترغیب امام (علیهالسلام) ناظر به تقویت انگیزه شیعیان در تحمل این حرج و مشقت بوده است، نه بیان استحباب نماز جمعه. به تعبیر دیگر، «حثّ» در این مقام بهمنظور جلوگیری از سستی و ترک در شرایط دشوار صادر شده است؛ چهبسا شیعیان ناگزیر بودند در برخی روستاها یا در مکه و مدینه و در منازل دور از انظار حاکمان نماز جمعه را اقامه کنند، نه در شهرهایی چون کوفه که موجب شیوع خبر و ایجاد حساسیت میشد.
بنابراین، حثّ مذکور برای تثبیت اصل عمل در شرایط سخت بوده است، نه برای افاده رجحان غیرالزامی آن.
4. عدم ملازمه میان ترک و عدم وجوب
مرحوم حائری افزون بر این، تصریح میکنند که حتی اگر روایت بر ترک نیز دلالت میکرد، باز هم از آن عدم وجوب استفاده نمیشد. چهبسا ترک نماز جمعه از سوی زراره و دیگران به یکی از این علل بوده است؛ نخست، آنکه نماز جمعه موجود، واجد شرایط معتبر نزد امامیه نبوده است؛ دوم، آنکه امکان اقامه آن برای شیعیان در همه اوقات فراهم نبوده؛ و سوم، آنکه برگزاری آن تنها با تحمل مشقت شدید میسر بوده است.
در نتیجه، ترک عملی در چنین شرایطی ملازم با عدم وجوب شرعی نیست و نمیتواند کاشف از حکم واقعی باشد.
مرحوم حائری در ادامه، به نکته دیگری اشاره میکنند و میفرمایند مهمترین اشکال در دلالت روایت آن است که چهبسا جمله «إِنَّمَا عَنَيْتُ عِندَكُمْ» صرفاً ناظر به اذن خاص برای جماعت زراره باشد؛ یعنی زراره و گروه محدودی که معمولاً با او همراه بودند. سپس خود ایشان این احتمال را مردود میشمارند و استدلال میکنند که تعبیر «عندکم» اطلاق دارد و منحصر به آن جمع خاص نیست، بلکه هم غیر آن گروه را دربرمیگیرد و هم کسانی را که پس از وفات زراره و حتی پس از عصر امام علیهالسلام میآیند. به نظر ایشان، این تعبیر ناظر به عنوانی کلی است و اختصاص به جمع معینی ندارد.
در جمعبندی ارزیابیها میتوان گفت اشکال محوری به تحلیل مرحوم حائری آن است که ایشان روایت را در مقام انشای حکم الزامی و جعل وجوب عام دانسته و بر این اساس از تعبیر «إِنَّمَا عَنَيْتُ عِندَكُمْ» اطلاق یا انصراف به عموم شیعه در همه اعصار استفاده کردهاند، در حالی که ظاهر عبارت، خبری است نه انشائی، و حداکثر دلالت بر توصیه یا ترغیب دارد، نه تشریع وجوب تعیینی.
در آستانه ماه مبارک رمضان قرار گرفتهایم. امید است که به لطف الهی، در این ماههای رجب و شعبان ـ هرچند در حدّی اندک ـ آمادگی و تهیؤ لازم را برای ورود به این ضیافت الهی فراهم کرده باشیم و با اشتیاق، حضور قلب و شوقی عمیق وارد ماه رمضان شویم؛ چنانکه انسان برای دستیابی به گنجی بزرگ لحظهشماری میکند، برای درک این ماه شریف نیز مشتاقانه انتظار بکشد.
از جمله اعمالی که در روزهای پایانی ماه شعبان بسیار بر آن تأکید شده، دعای شریف «اللّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فِيما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فِيما بَقِيَ مِنْهُ» است. شایسته است این دعا را فراوان تکرار کنیم؛ چه در قنوت نمازها و چه در حالات مختلف. همین توجه و تضرع، زمینه آمادگی روحی برای ورود به ماه مبارک رمضان را در انسان ایجاد میکند.
باید بکوشیم نهایت بهره را از این ماه برای تعالی روح خود ببریم. دستکم هدف ما باید آمرزش گناهان باشد. حقیقت آن است که ما از خداوند متعال و از حقایق بلند قرآن و معارف الهی فاصله داریم. گاه با خود میاندیشم که عمر رو به پایان است و هنوز حقیقت یک آیه از قرآن را آنگونه که باید درنیافتهایم. با آنکه به فضل الهی در مسیر طلبگی و ممارست علمی قرار داریم و این خود نعمتی بزرگ است، اما چون منبع معارف الهی بینهایت است، هرچه پیش میرویم، گسترهای وسیعتر در برابر ما گشوده میشود.
در این ماه مبارک باید بکوشیم به مراتبی از بندگی برسیم؛ تا اندازهای حق عبادت را ادا کنیم، معرفت ما نسبت به خداوند افزون شود و قرآن در جان و دل ما نفوذ یابد. از خداوند بخواهیم که قرآن در وجود ما حاکم و مهیمن گردد و در تمام شئون زندگی فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و خانوادگی ما حضور فعال داشته باشد. رمضان ماه قرآن است؛ نه فقط به معنای تلاوت آیات، بلکه به این معنا که جان انسان با قرآن آراسته شود و در هر مسئلهای خود را در محضر قرآن ببیند و از آن هدایت بجوید.
نقل شده است که حدود پانزده سال پس از پیروزی انقلاب، یکی از مسئولان دفتر تبلیغات اسلامی ـ مرحوم آقای عبایی خراسانی (رضواناللهعلیه) ـ در دیدار با مرحوم والد ما درباره مسئولیت خویش سخن گفت. در آن دیدار تأکید شد که رسالت اصلی چنین نهادی، تربیت مبلغانی در تراز شخصیتهایی چون مرحوم آقای فلسفی است؛ و متأسفانه اذعان شد که در آن مدت توفیق چندانی در این زمینه حاصل نشده است. امروز نیز پس از گذشت دههها، این پرسش همچنان مطرح است که حوزههای علمیه تا چه اندازه در پرورش شخصیتهایی در تراز بزرگان گذشته موفق بودهاند. البته این مسئولیتی جمعی است و همگان در آن سهیماند.
با این حال، هر طلبهای که توانایی دارد باید تبلیغ را جهاد بداند. ترک تبلیغ، در حالی که امکان آن وجود دارد، نوعی پشت کردن به میدان مسئولیت است. تبلیغ امروز از مصادیق جهاد فرهنگی است. در برخی مناطق، نیاز فراوانی به حضور عالمان دینی وجود دارد، اما گاه افراد از پذیرش این مسئولیت خودداری میکنند؛ در حالی که شرایط کنونی اسلام و جامعه اقتضا میکند که این وظیفه جدی گرفته شود.
در عین حال، کسانی که به دلایل موجه امکان تبلیغ ندارند، باید از فرصت ماه رمضان برای فعالیت علمی بهره ببرند؛ چه از طریق تدریس، چه مباحثه و چه مطالعه و تحقیق در تفسیر و حدیث. بزرگان حوزه همواره در این ماه جلسات علمی برقرار میکردند. نقل است که مرحوم آیتالله العظمی خویی (رضواناللهعلیه) در سالهای پایانی عمر، حتی دقایق کوتاه مسیر رفتوآمد خود را صرف حفظ قرآن میکردند تا زمانی بیهوده از دست نرود. همچنین درباره امام خمینی (رضواناللهعلیه) نقل شده که در ماه رمضان چندین بار قرآن را ختم میکردند. اینها نشان میدهد که باید از لحظهلحظه این ماه بهره برد.
روایات میفرماید: «نَومُكُم فيهِ عِبادَةٌ» و «أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ»؛ این تعبیرها عظمت این ماه را میرساند. در رمضان، فهم و ادراک انسان نیز دگرگون میشود و گویی نیروی فکری مضاعفی به او عطا میگردد. پس باید از این فرصت برای تقویت ایمان، تحکیم بنیانهای معنوی و طلب نصرت الهی بهره بگیریم.
در پایان، شایسته است برای عزت اسلام، پیروزی حق و دفع شرّ دشمنان دعا کنیم و از خداوند بخواهیم جامعه اسلامی را از آسیبها و تهدیدها محفوظ بدارد. انشاءالله این ماه، ماه تحول روحی، تقویت ایمان و انجام وظیفه خالصانه برای همه ما باشد.
پاورقی
[1] « مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَثَّنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى صَلاَةِ الْجُمُعَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ يُرِيدُ أَنْ نَأْتِيَهُ فَقُلْتُ نَغْدُو عَلَيْكَ فَقَالَ لاَ إِنَّمَا عَنَيْتُ عِنْدَكُمْ.» (تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 309.)
[2] « و هو صريح في عدم صحّة ما لعلّه كان يظنّه زرارة من الاشتراط بالإمام المعصوم مطلقا، و هو ظاهر في أنّ المقصود إقامة الجمعة عند الشيعة، لأنّه المنصرف إليه من قوله «إنّما عنيت عندكم.» و على فرض عدم الانصراف فلا ريب في ثبوت الإطلاق و أنّ المقصود هو إقامة الجمعة مع شرائط الجمعة و الجماعة، و ذلك يشمل الأمرين من عقد الجمعة من طرف الشيعة العدول، أو الحضور لجمعات المخالفين من باب التقيّة، أو الحضور لبعض جمعات الشيعة، على ما يظهر من الأخبار من وجودها في الجملة، و لا إجمال في الرّواية أصلا، إذ ليس لفظ «عند» من الألفاظ المجملة من حيث المفهوم، و كونه شاملا لجمعة الشيعة و المخالفين عقدا و حضورا لا يجعله مجملا، و إلّا كان كلّ مطلق مجملا.» (صلاة الجمعة (حائری)، ص 137.)
[3] « و ما في تقرير بعض أساتذة العصر طاب ثراه، من تكثير الاحتمالات في الصحيح ليس إلّا من قبيل ما أشرنا إليه. و الإيراد عليه بعدم دلالته على الوجوب من باب أنّ غاية ما يستفاد من مادّة الحثّ الرّجحان دون الوجوب، لو لم نقل بظهور الحثّ في خصوص الاستحباب- كما في التقرير المذكور- مدفوع: بأنّه خلاف مبنى المحقّقين من كون الوجوب حتّى في صيغة «افعل» مستفادا من دلالته على البعث و الحثّ، و أنّ البعث حجّة على الوجوب، إلّا أن يكون في البين قرينة على الإذن في التّرك. و دلالته على الوجوب في المقام أظهر من هيئة «افعل» الدالّة على البعث لوجهين: أحدهما: أنّ الحثّ و الحضّ ظاهران في التأكيد في مقام البعث، لا صرف البعث، كما لعلّه الظاهر من قوله تعالى «وَ لٰا يَحُضُّ عَلىٰ طَعٰامِ الْمِسْكِينِ.» ثانيهما: أنّ الظاهر أنّ زرارة فهم منه الوجوب لظنّه أنّه يريد أن يقيمها الإمام بنفسه. و لا ريب في وجوبها حينئذ و الإمام 7 لم يردعه عن ذلك بل ردعه عن ظنّه.» (همان.)
[4] «و ممّا جعل دليلا على عدم وجوبها، دلالة الصحيح على كون زرارة تاركا لها، و تركها دليل على عدم وجوبها. مع أنّه لا يدلّ على ذلك فإنّ الحثّ لا يدلّ على كونه تاركا له، بل فيه إشعار على تطرّق احتمال الترك في بعض الأوقات، لو لا الحثّ المذكور، و هو كذلك، لأنّ إقامة الجمعة للشيعة دائما، كان من الأمور الحرجيّة، لشدّة ارتباطها عندهم بمقام الحكومة و الرئاسة، فكأنّه كان تصدّيا لمقام الخلافة، فالحثّ المذكور كان موجبا على الظاهر لتحمل الحرج في ذلك، و لو بالاجتماع في بعض القرى أو الاجتماع في مكّة و المدينة في بعض المنازل البعيدة عن إشراف القوم، لا في الكوفة، الموجب لشياع الأمر. مع أنّه لو دلّ على الترك لم يدلّ على عدم الوجوب، لأنّه لم يكن الترك على الظاهر إلّا من باب عدم كون جمعتهم واجدة للشرائط، و عدم تيسّر إقامة الجمعة لهم إلّا في بعض الأوقات، أو مع تحمّل المشقّة الشديدة.» (همان، 138.)
[5] « و عمدة الإشكال فيه: احتمال كون ذلك إذنا لجماعة كانوا مع زرارة. لكن يمكن دفع ذلك بأنّ قوله» إنّما عنيت عندكم» شامل بلفظه لكون الإمام غير الجماعة المذكورة، و لكن كانت الجمعة المنعقدة عندهم و مع حضورهم فيها، و شامل لما بعد وفاته ، من دون لزوم الاستيذان من إمام العصر ، و ذلك دليل على كونه حكما أو إذنا فيه جهة عموم، لأنّه يمكن إلقاء الخصوصيّة فيه كالحكم إذ لا فرق بينهما في ذلك.» (همان.)
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
نظری ثبت نشده است .