موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۹/۳۰
شماره جلسه : ۴۹
-
خلاصه جلسه گذشته
-
اشکالات مرحوم حائری به استدلال به دلیل نهم
-
اشکال اول: تفسیر «هذا المقام» ناظر به ریاست عامه و امامیت کلیه الهی
-
توضیح «ان قلت»گ
-
توضیح «قلت»
-
ارزیابی اشکال اول
-
1.ظهور صدر دعا در مقام اقامه نماز جمعه
-
2. وجود تکلف در استظهار مرحوم حائری
-
اشکال دوم: ظهور دعا در اشکال امام (ع) در فرض نماز جمعه به عنوان امام و حاکم
-
ارزیابی اشکال دوم: ظهور مشار الیه هذا در منصب امام جمعه
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
دلیل دهم، استناد به فقرهای از دعای چهلوهشتم صحیفه سجادیه است؛ بخشی که در آن، امام سجاد علیهالسلام در مقام عرض به خدای متعال میفرماید:«اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ، وَ مَوَاضِعِ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ».
استدلال بدین صورت تقریر شده است که «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ» به معنای مقام اقامه نماز جمعه است و سپس به قرینه ادامه دعا یعنی «لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ» نتیجه گرفته میشود که این مقام اختصاص به خلفا و برگزیدگان الهی دارد و از این طریق، مدعا اثبات میگردد.نخستین اشکالی که مرحوم آقای حائری مطرح میکنند، ناظر به تفسیر تعبیر «هَذَا الْمَقَامَ» است.ایشان میفرماید: احتمال قوی وجود دارد که مقصود از «هَذَا الْمَقَامَ» ریاست عامه و همان امامت کلیه الهیه باشد که در این صورت اقامه نماز جمعه و نماز عید، تنها یکی از شئون و مظاهر آن بهشمار میرود.
مرحوم حائری در پاسخ می فرماید: بعید است که مقصود از «درجهی رفیعه» ریاستِ عامّه باشد؛ بلکه چهبسا نزدیکتر آن باشد که مراد از آن، مقام معنویِ الهیای باشد که قابل غصب نیست. بر این اساس، مقصود از هذا المقام این است که اعطای مقام ریاست عامه بر مسلمین به اهل بیت، در ضمنِ اعطای آن درجهی رفیعه و عالیِ معنوی تحقق یافته است؛ درجهای که همان ولایتِ حقیقی و خلافتِ الهی است که در آیه «إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» بیان شده است.
در ارزیابی اشکال مرحوم حائری به دو نکته اشاره میکنیم.
1. ظهور صدر دعا در مقام اقامه نماز جمعه
اولاً در صدر این دعا، امام سجاد علیهالسلام میفرماید: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ مُبَارَكٌ مَيْمُونٌ، وَ الْمُسْلِمُونَ فِيهِ مُجْتَمِعُونَ فِي أَقْطَارِ أَرْضِكَ، يَشْهَدُ السَّائِلُ مِنْهُمْ وَ الطَّالِبُ وَ الرَّاغِبُ وَ الرَّاهِبُ، وَ أَنْتَ النَّاظِرُ فِي حَوَائِجِهِمْ». این فراز بهروشنی ناظر به همان روز خاص است. پس از اتمام این بخش، امام علیهالسلام در ادامهی دعا میفرماید: «اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ»، که مقصود از آن، همین مقام اقامهی نماز جمعه و نماز عید است. بنابراین، تعبیر «إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ» ظهور در مقام اقامهی جمعه و عید دارد و دلالت میکند بر اینکه این مقام، شأن و حقّ خلفای الهی است.
2. وجود تکلف در استظهار مرحوم حائری
ثانیاً، در تفسیر عبارت دعا، ناگزیر نوعی تكلّف در کلام مرحوم حائری به چشم میخورد؛ زیرا متن دعا چنین است: «إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ وَ مَوَاضِعِ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا». ضمیر «ها» در «قَدِ ابْتَزُّوهَا» بهروشنی به همان ضمیر «ها» در «بِهَا» بازمیگردد؛ یعنی به «الدرجة الرفيعة». تعبیر «اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا» ناظر به اختصاص دادن آن درجهی رفیعه به خلفا و اوصیای الهی است، نه به خودِ «مقام». و «قَدِ ابْتَزُّوهَا» نیز بهمعنای غصب همان درجهی رفیعه است.
ازاینرو، بازگرداندن ضمیر «ابتزّوها» به «مقام» و تفسیر آن به غصب مقام، با ظهور لفظی عبارت سازگار نیست؛ بلکه ظهور روشن جمله آن است که غصب، متعلّق به «درجهی رفیعه» است. این معنا چندان واضح است که اساساً نیازمند دقتهای پیچیده و تحلیلهای بعید نیست.[4]
بنابراین، خلاصهی اشکال اوّل آن است که مرحوم آقای حائری تعبیر «هَذَا الْمَقَامَ» را به ریاستِ عامّه بازگردانده و «درجهی رفیعه» را ناظر به مقام معنویِ عنداللّه دانستهاند؛ و بر این اساس، نتیجه گرفتهاند که دعا اساساً ناظر به مسئلهی امامت جمعه نیست.
حاصل اشکال دوم آن است که ـ حتی با پذیرش اینکه مقصود از «هَذَا الْمَقَامَ» مقام اقامهی نماز جمعه یا عید باشد ـ مشارٌالیهِ اسم اشاره، نفسِ نماز نیست، بلکه «الصلاة المأتیّ بها بعنوان الإمامة و الخلافة» است. به بیان مرحوم حائری، متوجه امام سجاد (علیهالسلام) متوجه آن است که بنیامیه نماز جمعه را با عنوان امامت و خلافت اقامه میکردند، در حالی که این عنوان منحصر به امام حق است؛ زیرا اولویّت مسلّم در نماز جمعه، بدون تردید به امام اختصاص دارد، و اقامهی نماز با این عنوان از سوی امام جور، تعرّض به مقام امامت محسوب میشود.
پاسخ این اشکال روشن است؛ امام سجاد (علیهالسلام) مقصودش نیت اقامهکنندگان نماز جمعه نیست، بلکه به خود «مقام» یعنی منصب امام جمعه، فارغ از نیت کسانی است که نماز را اقامه میکنند، نظر دارد.
اشکال مرحوم آقای حائری در صورتی وارد است که مراد از «هذا» همان نماز ظاهری باشد؛ نماز ظاهریای که ممکن است به نیتهای مختلف اقامه شود؛ مثلاً به نیّت امامت یا صرفاً برای خواندن نماز جمعه. اما آنچه در این دعا مشارٌالیه است، مقام و منصب امام جمعه است، نه نماز ظاهری.
امام سجاد علیهالسلام به نماز ظاهری کاری ندارد و میفرماید: «إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ» یعنی این منصب و جایگاه، منصب ائمه معصومین علیهمالسلام است.
پاورقی
[1] « أوّلا: أنّه من المحتمل قويّا أن يكون المقصود من «المقام» في كلامه 7، هو الرّئاسة العامّة الّتي من مظاهرها إقامة صلاة الجمعة و العيد، كما يدلّ على ذلك أو يؤيّده قوله 7 بعد ذلك بأسطر: «حتّى عاد صفوتك و خلفائك مغلوبين مقهورين مبتزّين، يرون حكمك مبدّلا و كتابك منبوذا و فرائضك محرّفة عن جهات إشراعك و سنن نبيّك متروكة». لوضوح أنّ ذلك كلّه ليس مترتّبا على إقامة الجمعة و العيد، بل يكون مترتّبا على غصب الرّئاسة العامّة الإلهيّة.» (صلاة الجمعة (حائری)، ص 108.)
[2] « إن قلت: الظاهر من قوله «إنّ هذا المقام» هو إقامة العيد و الجمعة لقوله «في الدرجة الرفيعة الّتي اختصصتهم بها». الظاهر في أنّ المقصود ب «الدرجة الرفيعة» هي الرّئاسة العامّة، و يكون مرجع ضمير «ابتزّوها» هو الدرجة الرّفيعة، و يكون ما يذكره بعد ذلك مترتّبا على غصب الخلافة، و لكن المقصود من «المقام» هو مقام إقامة العيد و الجمعة، الّذي هو من شؤون الدرجة الرّفيعة الّتي هي الرّئاسة العامّة.» (همان.)
[3] « قلت: إنّه بعيد أن يكون المراد من الدرجة الرّفيعة هو الرّئاسة العامّة، بل لعلّ الأقرب كون المقصود بذلك هو المقام المعنويّ الإلهيّ غير القابل للاغتصاب، فيكون المقصود أنّ إعطائهم مقام الرّئاسة إنّما حصل في ضمن إعطاء الدرجة الرّفيعة العالية المعنويّة الّتي هي الولاية الحقيقيّة و الخلافة الإلهيّة المشار إليها في الكتاب العزيز بقوله تعالى «إِنِّي جٰاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» و رجوع ضمير «ابتزّوها» إليه غير معلوم، بل لعلّ الأقرب أو المحتمل رجوعها إلى «المقام». و تأنيث الضمير،لعلّه من باب الإشارة إلى كون المراد من «المقام» هو الرّئاسة أو الحكومة أو الولاية الظاهرية.» (همان.)
[4] استاد معظّم: من این مطلب را مکرّر بیان کردهام و شما نیز شنیدهاید، یا خودتان انشاءالله بدان واقف هستید، که امام خمینی رضواناللهعلیه در مسئلهی غدیر به نکتهای تصریح فرمودند که پیش از آن کمتر دیده میشد کسی بدان توجه کرده باشد. ایشان در تحلیل واقعهی غدیر فرمودند که مسئلهی غدیر، اعلان حکومت امیرالمؤمنین علیهالسلام بوده است.
گاه این پرسش مطرح میشود که اگر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله پیش از غدیر، بهکرات تعابیری مانند «اَنْتَ مِنّى بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى»، «اَنْتَ وَصِيّى» و «اَنْتَ خَليفَتى» را دربارهی امیرالمؤمنین علیهالسلام بیان کرده بودند، چرا در ماجرای غدیر آن دغدغه و خوف وجود داشت؟ پیامبر اکرم آن تعابیر را چه زمانی فرمودند؟ این سخنان در یومالدار و یومالإنذار، یعنی در اوایل بعثت، بیان شد؛ آنجا که فرمودند هر کس دعوت مرا بپذیرد، جانشین من خواهد بود و امیرالمؤمنین علیهالسلام همانجا این دعوت را پذیرفت. در آن مقطع، خوفی در کار نبود؛ اما در مسئلهی غدیر، پیامبر اکرم خوف داشت.
علت این تفاوت آن است که غدیر، روز اعلان حکومت ظاهری بود. امام خمینی رحمهالله تصریح میکنند که ولایت معنویِ حقیقی، جایگاه خود را دارد و محل نزاع در اینجا نیست؛ بلکه آنچه در غدیر به مردم اعلام شد، این بود که «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ»، یعنی هر کس ریاست و حاکمیت ظاهری و علیالاطلاق پیامبر را پذیرفته است، باید ریاست و حاکمیت امیرالمؤمنین علیهالسلام را نیز بپذیرد.
[5] « و ثانيا: إنّه على فرض كون المراد من «المقام» هو مقام إقامة الجمعة و صلاة العيدين، فلا ريب أنّ المشار إليه هو الصّلاة المأتيّ بها بعنوان الإمامة و الخلافة، و من المعلوم أنّ ذلك منحصر بالإمام، فإنّ ما يتقوّم به الأولويّة المسلّمة في الجمعة هو الإمام بلا إشكال، فإقامتها بعنوان أنّ إمام الجور مقوّم للأولويّة المذكورة، تعرّض لمقام الإمام و هذا نظير أخذ الصّدقات من باب الولاية، حيث إنّ أخذها بعنوان الوكالة عن أربابها ليس تصدّيا لمقام الولاية، بخلاف أخذها من باب الولاية، فإنّ ذلك تصدّ لها من دون استحقاق، فيكون غير جائز، فلا يدلّ على الاشتراط و إن دلّ على الانحصار بالعنوان المذكور الظاهر أنّه مورد للإشارة في كلامه.» (صلاة الجمعة (حائری)، 109.)
منابع
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
نظری ثبت نشده است .