موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۰/۲۲
شماره جلسه : ۵۹
-
خلاصه جلسه گذشته
-
احتمالات مرحوم حائری در استظهار از روایت
-
احتمال اول: بیان حکم ثانوی در روایت
-
احتمال دوم: بیان شوق در اقامه نماز جمعه پشت سر امام عادل
-
احتمال سوم: استحباب نماز جمعه در مکانی که هیچ ترسی وجود ندارد
-
احتمال چهارم: تقیه در ترغیب به نماز جمعه پشت سر امام عادل
-
احتمالات در معنای روایت
-
احتمال اول: عدم خصوصیت جماعت در روایت
-
احتمال دوم: اقامه یک نماز جمعه همراه با شیعیان در طول عمر
-
دیدگاه برگزیده در دلیل پانزدهم
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
در دلیل چهاردهم جمع بندی استدلال این شد که طبق روایات این دلیل، ائمه (علیم السلام) دو کار انجام میدادند؛ شرکت در نماز جمعه و خواندن نماز ظهر بعد از آن، که این مطلب نشان میدهد نماز جمعه با اهل تسنن صحیح نیست و ادله تقیه در اینجا جاری نیست، بلکه روایات بر عدم صحت نماز جمعه با اهل تسنن دلالت دارد و این ملازمه با شرطیت امام معصوم (ع) در نماز جمعه دارد.
احتمال اول: بیان حکم ثانوی در روایت
مرحوم آقای حائری در چهار احتمال در معنای مطرح کردهاند. احتمال اول ایشان این است که کلمه «فی جماعة» در روایت، ظهور در همان جماعت مرسوم و متعارف بین مسلمانان دارد. ایشان میفرمایند که امام فرمودهاند: «إنی لأحب أن صلی الجمعة فی جماعة»[1] و حضور در نماز جمعه اهل تسنن را مستحب شمردهاند. دلیل استحباب آن این است که از مصادیق تقیه مداراتی با عامه است. برخی مدارات با عامه را یکی از اقسام تقیه دانستهاند و آن را تقیه مداراتی نامیدهاند، در حالی که برخی دیگر آن را عنوانی مستقل و جداگانه از تقیه میدانند.
مرحوم آقای حائری سپس میفرمایند: اگر کسی همچنان اصرار کند و بگوید که روایت به این معناست که مراد امام صادق (ع) این است که دوست دارد مومن نماز جمعه صحیح و واقعی را پشت سر امام عادل بخواند، در این صورت دیگر روایت ناظر به حکم استحباب حضور در نماز جمعه اهل تسنن نیست، ایشان میفرمایند که اگر این چنین باشد، سه احتمال دیگر در معنای روایت مطرح میکند.[3]
ایشان در نهایت در احتمال آخر میفرمایند که ممکن است خود این سخن امام نیز از باب تقیه باشد. یعنی امام با گفتن «إنی لأحب أن یصلی الجمعة فی جماعة» قصد دارند که به صورت غیرمستقیم و با زبان تقیه، مردم را به برگزاری نماز جمعه به صورت صحیح و بدون ترس تشویق کنند. اگر امام صریحاً میفرمودند که خودتان بروید و در جماعتی که یک امام عادل از خودتان بگذارید و به نحو وجوبی نماز جمعه بخوانید، این کار خلاف تقیه و مصلحت بود و موجب فتنه و فساد میشد.[6]
احتمال اول: عدم خصوصیت جماعت در روایت
مرحوم حائری از روایت استظهار کرده که مراد، جماعت متعارف بین مسلمین است. اما این سوال مطرح است که آیا عبارت «و أن یصلی الجمعة فی جماعة» به این معنی است که امام میخواهد بگوید حتماً نماز جمعه را به جماعت بخوانید؟ در حالی که جماعت شرط اساسی نماز جمعه است و بدون آن، نماز جمعه معنایی ندارد.
این احتمال بعید است که امام خواسته باشد به جماعت اهل سنت اشاره کند. امام اصلاً در این مقام نیست که اشاره به نماز جمعه اهل تسنن داشته باشد تا تقیه شود، یا اینکه امام بخواهد بگوید در جایی که خوفی ندارید، خودتان چند نفر بشوید و نماز جمعه را اقامه کنید.
عبارت «فی جماعة» نقش چندانی در مراد از روایت ندارد. بنابراین نیازی نیست که عبارت «فی جماعة» را در استدلال دخیل بدانیم.
احتمال دیگری که میتوان در این روایت مطرح کرد، این است که عبارت «فی جماعة» در واقع «فی جمعة» بوده است، آنگاه به ضمیمه «ولو مرة واحدة» معنای روایت این میشود که امام (ع) میفرمایند: من دوست دارم یک شیعه، حداقل یک بار، نماز جمعه را نیز در یک جمعه با شرائطش بخواند، این احتمال با سیاق روایت نیز هماهنگ است.
استدلال به روایت تنها طبق احتمال اولی که مرحوم حائری بیان کرد مخدوش است که این احتمال نیز مورد مناقشه قرار گرفت.اما طبق سایر احتمالاتی که مطرح کردیم بازهم استدلال به این روایت بر شرطیت امام معصوم در نماز جمعه مخدوش نیست، زیرا مقتضای روایت استحباب نماز جمعه است و در آن زمان، نماز جمعههایی که توسط امام جمعه غیر منصوب از جانب امام معصوم (علیه السلام) برگزار میشد، برقرار بود. از عدم وجوب چنین نماز جمعههایی، نتیجه گرفته می شود که شرط وجوب نماز جمعه، امام معصوم (ع) است. و این استدلال طبق هر یک از این احتمالات صحیح است.
پاورقی
[1] « رَوَى اِبْنُ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: إِنِّي لَأُحِبُّ لِلرَّجُلِ أَنْ لاَ يَخْرُجَ مِنَ اَلدُّنْيَا حَتَّى يَتَمَتَّعَ وَ لَوْ مَرَّةً وَاحِدَةً وَ أَنْ يُصَلِّيَ اَلْجُمُعَةَ فِي جَمَاعَةٍ.» (مصباح المتهجد، ج 1، ص 364.)
[2] « و أمّا الخامس عشر ففيه: أنّ الظاهر منه- لو لم يكن في البين قرائن معهودة بين المتكلّم و المخاطب- هو الجماعة المتعارفة بين المسلمين، فيكون المقصود- بناء على هذا- بيان استحباب حضور جمعة العامّة، و قد مرّ أنّه مرغوب فيه من جهة التقيّة و المداراة و جهات أخر.»(صلاة الجمعة (حائری)، ص 115.)
[3] «و إن أبيت عن ذلك و ادّعيت الظهور في الجمعة الصّحيحة خلف الإمام العادل فلا ريب أنّه ليس المقصود استحباب ذلك و لو كان على خلاف التقيّة» (همان.)
[4] «فلعلّ المقصود بيان شوقه إلى حصول التّوفيق للمؤمن في إقامة الجمعة في بعض الأوقات- فارغا عن الخوف من الأعداء-» (همان.)
[5] «أو المقصود بيان استحباب إقامة الجمعة في مكان لا يخاف فيه أحدا، و إن كان ذلك حرجا مرفوعا عنه، لكن يستحبّ تحمّل المشقّة بالاجتماع في بيت أو في خارج البلد و إعلام العدد مع توصيتهم بعدم كشف السّرّ و إقامة الجمعة، و لو في بعض الجمعات.» (همان.)
[6] «و يمكن أن يقال: إنّ الكلام المزبور الظاهر في الاستحباب صدر منه 7 تقيّة، بمعنى أنّه لو كان صريحا في الوجوب و أنّه لا بدّ من إقامة الجمعة عند كم في كلّ أسبوع إذا لم تخافوا، كان ذلك موجبا للفساد أيضا، فعبّر بما هو ظاهر في الاستحباب حتّى لا تقام في جميع الجمعات فيقعوا في الفتنة و الفساد.» (صلاة الجمعة (حائری)، 116.)
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
طوسی، محمد بن حسن - مروارید، علی اصغر، مصباح المتهجد، مؤسسه فقه الشيعه، 1411.
نظری ثبت نشده است .