موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۰/۹
شماره جلسه : ۵۵
-
خلاصه جلسه گذشته
-
جمع بندی دیدگاه برگزیده در دلیل دوازدهم
-
دلیل سیزدهم: روایات ترغیب اصحاب بر نماز جمعه
-
روایت اول: صحیحه زراره
-
روایت دوم: موثقه عبدالملک از امام باقر (ع)
-
استدلال به روایات در کلام مرحوم حائری
-
نقد استدلال در کلام مرحوم حائری
-
1. صدور روایت در مقام حفظ جان اصحاب از خطر حاکمان
-
2. مطلوبیت اجتماع مسلمانان در فرض حکومت جائر
-
دیدگاه برگزیده
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
در دلیل دوازدهم به روایاتی[1] تمسک شده که عدم جواز اقامه نماز جمعه در قریه را در فرض فقدان «مَن يَخطُب» بیان میکند و تحقق نصاب عددی را بهتنهایی کافی نمیداند. مرحوم حائری پس از نفی کنایه بودنِ تعبیر «مَن يَخطُب»، آن را دارای دو احتمال میدانند؛ خطیب منصوب از سوی حکومت، یا شخصی که در صورت دعوت مردم حاضر به ایراد خطبه شود. ایشان احتمال دوم را برگزیده و روایت را ناظر به فقدان چنین فردی در قُری میدانند؛ بدین معنا که «مَن يَخطُب» به کسی اطلاق میشود که بالفعل عنوان خطیب دارد، اما الزام شرعی به خطابه ندارد و مردم نیز حق الزام او را ندارند. بر این اساس، در صورت نبود چنین شخصی، نماز ظهر واجب خواهد بود. وی در تأیید این استظهار، به دشواری یافتن فردی عادل و قادر بر خطابه در روستاها تمسک کرده است.
در حدیث نخستِ باب پنجم از ابواب صلاة جمعه ـ که از نظر سندی معتبر است ـ چنین نقل شده است:
مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: حَثَّنَا أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَلَى صَلاَةِ الْجُمُعَةِ حَتَّى ظَنَنْتُ أَنَّهُ يُرِيدُ أَنْ نَأْتِيَهُ فَقُلْتُ نَغْدُو عَلَيْكَ فَقَالَ لاَ إِنَّمَا عَنَيْتُ عِنْدَكُم.[2]
محمد بن الحسن، به اسناد خود، از حسین بن سعید، از ابن أبیعمیر، از هشام بن سالم، از زراره روایت میکند که گفت: امام صادق (علیهالسلام) ما را به نماز جمعه بسیار ترغیب فرمود، تا آنجا که گمان کردم مقصود ایشان آن است که نزد خودشان حاضر شویم و نماز جمعه را به امامت ایشان اقامه کنیم. از اینرو عرض کردم: «آیا فردا نزد شما بیاییم؟» امام فرمودند: «نه، مقصودم این است که نزد خودتان نماز جمعه را اقامه کنید و در آن شرکت نمایید.»
در روایت دیگری از همان باب، که از ابن بکیر نقل شده است، چنین آمده است:
وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنِ اَلْعَبَّاسِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْمُغِيرَةِ عَنِ اِبْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قَالَ: مِثْلُكَ يَهْلِكُ وَ لَمْ يُصَلِّ فَرِيضَةً فَرَضَهَا اللَّهُ، قَالَ قُلْتُ: كَيْفَ أَصْنَعُ قَالَ صَلُّوا جَمَاعَةً يَعْنِي صَلاَةَ الْجُمُعَةِ.[3]
مرحوم آیتالله حائری بر این باور است که دلالت این روایات بر اشتراط نماز جمعه به اقامه امام یا منصوب از سوی او روشن است؛ زیرا اگر نماز جمعه بهطور مطلق واجب بود، ترک آن از سوی اصحابِ آگاه وجهی نداشت. به بیان دیگر، ترک عملی این فریضه از سوی آنان یا ناشی از عدم وجوب نماز جمعه در فرض اقامه غیر امام معصوم یا منصوب از جانب ایشان بوده است.
از آنجا که در این روایات، امام معصوم (علیهالسلام) ترک نماز جمعه را بهعنوان ترک یک واجب فعلی مورد توبیخ قرار نمیدهد، روشن میشود که در نظر اصحاب، ترک نماز جمعه در فرض عدم اقامه آن توسط امام معصوم یا منصوب از سوی او مجاز تلقی میشده است. حتی تعبیر «مثلک یهلک» نیز ناظر به پیامدهای دنیوی این ترک است، نه عقاب اخروی، و از این جهت، مؤید آن است که عدم حضور در نماز جمعه، در این فرض، مخالفت با یک وجوب تعیینیِ فعلی به شمار نمیآمده است.
مرحوم آیتالله حائری در مقام نقد «دلیل سیزدهم» میکوشند نشان دهند که عدم اقامهی گستردهی نماز جمعه مستقل از سوی اصحاب ائمه، دلیل بر عدم مشروعیت آن یا توقف آن بر نصب خاص نبوده است، بلکه ریشه در ملاحظات مهمتری داشته است.
1. صدور روایت در مقام حفظ جان اصحاب از خطر حاکمان
ایشان در نقد اول خود توضیح میدهند که اگر اصحاب ائمه علیهمالسلام بهصورت دائمی از نماز جمعه حاکمان کنارهگیری میکردند و در منازل خود، بهطور مخفی، نماز جمعهای با عدد و خطبه برپا میداشتند، این رفتار بهشدت حساسیتبرانگیز میشد؛ زیرا نماز جمعه در نگاه حاکمان وقت از مناصب خلافت به شمار میرفت. چنین اقدامی میتوانست به فتنههای سنگین، قتل و غارت، و حتی به خطر افتادن جان خود معصوم بینجامد. ازاینرو، تعبیر «حَثَّنَا» در کلام زراره به معنای الزام شرعیِ ناشی از وجوب یا استحباب ذاتی نماز جمعه نیست، بلکه ناظر به مصلحت حفظ جان و دفع خطرات دنیوی است. ترک علنی نماز جمعه در آن شرایط، میتوانست موجب برانگیختهشدن فتنههای شدید و حتی تعرض به شخص امام معصوم (علیهالسلام) شود. بر این اساس، ترغیب امامان (علیهمالسلام) ناظر به بیان شرطیت وجوب نماز جمعه به حضور امام معصوم (ع) نیست بلکه ناظر به رعایت تقیه و جلوگیری از پیامدهای خطرناک اجتماعی بوده است.
2. مطلوبیت اجتماع مسلمانان در فرض حکومت جائر
افزون بر این، مرحوم حائری تصریح میکند که حتی اگر تقیه را هم کنار بگذاریم، در فرض غصب خلافت، اجتماع مسلمانان در روز جمعه نزد خداوند و اولیای او مطلوب بوده است؛ چراکه این اجتماع، ولو تحت حاکمیت ناحق، مانع تفرقه و فروپاشی جامعه اسلامی میشده است. به همین جهت، در برخی روایات، مانند دستور امام باقر(ع) به حُمران بن أعین، ائمه (علیهمالسلام) شیعیان را به شرکت در نماز جمعه حاکمان امر کردهاند.
همچنین روایتی از امام صادق(ع) نقل میشود که بر اساس آن، اگر آنان نماز جمعه را در وقت خود اقامه کردند، شیعه نیز با آنان نماز بخواند و پس از آن، دو رکعت دیگر بهجا آورد. اینگونه روایات نشان میدهد که ائمه (علیهمالسلام) ترجیح میدادند شیعیان در اجتماع عمومی مسلمانان حضور داشته باشند و از ایجاد جمعههای متعدد که موجب تضعیف وحدت و کاهش تجمع مسلمانان میشد، پرهیز کنند.
مرحوم حائری برای تقویت این معنا، به فرازی از دعای صحیفه سجادیه که در ادله قبلی مورد بررسی قرار گرفت استناد میکند که در آن، روز جمعه بهعنوان روز اجتماع مسلمانان در سراسر زمین توصیف شده و برای حاضران در این اجتماع طلب مغفرت میشود. ظهور این دعا در مطلوبیت همین اجتماع خارجیِ محققشده در روز جمعه است که در آن عصر جز بهواسطهی خلفا و کارگزارانشان تحقق نمییافت.
بنابراین، مرحوم آیتالله حائری روایات مورد استناد در دلیل سیزدهم را بر این معنا حمل میکند که اگر اصحاب در صدد اقامه نماز جمعهای جداگانه ومستقل برمیآمدند، این اقدام میتوانست آنان را در معرض تهدیدها و مخاطرات جدی قرار دهد. ازاینرو، روایات دلیل سیزدهم ناظر به آن است که امام (علیهالسلام) شیعیان را به حضور در نماز جمعه اهل سنت ترغیب میکردند تا بدینوسیله این خطرات دفع شود، نه آنکه در مقام بیان شرطیت امام معصوم در وجوب نماز جمعه باشند.
دیدگاه مختار در دلیل دوازدهم آن است که زراره و گروهی از اصحاب، نماز جمعه را ترک میکردند. ترک آنان میتواند علل گوناگونی از جمله پرهیز از تقویت حکومت جائر یا ملاحظات دیگر داشته باشد؛ اما علت اصلی ترک نماز جمعه، عدم تحقق شرط وجوب آن بوده است؛ بدین معنا که اقامه نماز جمعه از سوی امام معصوم تحقق نیافته بود. برای نمونه، تعبیر «نَغْدُو عَلَيْكَ» بر همین مطلب دلالت دارد که پس از اعلام آمادگی امام برای اقامه نماز جمعه در منزل، شرط وجوب محقق شده و در نتیجه، استدلال تمام میگردد.
در پاسخ به اشکال اول مرحوم حائری باید گفت که شرکت در نماز جمعه مخالفان، از باب تقیه قابل توجیه است؛ اما استدلال به ترک نماز جمعه، تقیهای محسوب نمیشود و این نکته، متأسفانه، مورد پاسخ ایشان قرار نگرفته است.
همچنین نسبت به اشکال دوم ایشان باید گفت که حضور در نماز جمعه میتواند ناظر به ملاحظات تقیهای باشد و از این جهت، دلالتی بر وجوب یا استحباب واقعی آن ندارد؛ به عبارت دیگر ترغیب امام به شرکت در نماز جمعه، امری تقیهای بوده است و هیچ دلالتی بر مطلوبیت واقعی این اجتماع یا صحت نماز مزبور ندارد؛ بلکه این اقدام صرفاً در چارچوب تقیه صورت پذیرفته است. با این حال، محور اصلی استدلال، همان ترک نماز جمعه از سوی اصحاب است که نمیتوان آن را بر تقیه حمل کرد و از همین ترک، وجه استدلال استفاده میشود.
پاورقی
[1]«مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنِ اَلْعَلاَءِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَحَدِهِمَا عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ أُنَاسٍ فِي قَرْيَةٍ هَلْ يُصَلُّونَ الْجُمُعَةَ جَمَاعَةً قَالَ نَعَمْ وَ يُصَلُّونَ أَرْبَعاً إِذَا لَمْ يَكُنْ مَنْ يَخْطُب.»( تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 306.)
«عَنْهُ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ عُثْمَانَ عَنِ اَلْفَضْلِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِكِ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ يَقُولُ: إِذَا كَانَ قَوْمٌ فِي قَرْيَةٍ صَلَّوُا الْجُمُعَةَ أَرْبَعَ رَكَعَاتٍ فَإِنْ كَانَ لَهُمْ مَنْ يَخْطُبُ بِهِمْ جَمَّعُوا إِذَا كَانُوا خَمْسَ نَفَرٍ وَ إِنَّمَا جُعِلَتْ رَكْعَتَيْنِ لِمَكَانِ الْخُطْبَتَيْنِ.»( الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، ج 1، ص 420؛ تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، ص 307.)
[2] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 7، 309.
[3] همان، ج 7، 310.
[4] «الثالث عشر: ما يستفاد من بعض الرّوايات أنّ أصحاب الأئمّة : كانوا يتركون الجمعة. أمّا كونهم تاركين لها فلصحيح زرارة، قال: «حثّنا أبو عبد اللّه على صلاة الجمعة حتّى ظننت أنّه يريد أن نأتيه، فقلت: نغدو عليك؟ فقال: لا، إنّما عنيت عندک. «فإنّه لو كان زرارة ممّن يصلّي صلاة الجمعة، لم يكن معنى للحثّ عليها و لذكره بأنّي أصلّيها. و موثّق ابن بكير عن زرارة عن عبد الملك عن أبي جعفر قال: «قال مثلك يهلك و لم يصلّ فريضة فرضها اللّه [تعالى].». و أمّا دلالة ذلك على الاشتراط بإقامة الإمام أو المنصوب- و لو من جهة كون وجوبها مشروطا بذلك- فواضح إذ لو كان واجبا لما كانوا يجهلونه، و لو كانوا عالمين بوجوبها لما كانوا تاركين لها.»(صلاة الجمعة (حائری)، ص 87.)
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار فيما اختلف من الأخبار، با علی آخوندی و همکاران، جامع فقه 3 (کتابخانه و دانشنامه تخصصی فقه)، دار الکتب الإسلامیة، بیتا.
نظری ثبت نشده است .