موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۱/۱۹
شماره جلسه : ۷۲
-
خلاصه جلسه گذشته
-
پاسخ حائری به اشکالات جریان اطلاق در روایت
-
اشکال دوم ناظر به عدم جریان اطلاق در فرض تقیهای بودن روایت
-
پاسخ مرحوم حائری ناظر به تفکیک بین دو نوع از تقیه
-
تمثیل به حکم شهادتین و مصلحت نوعیه اجتماعی
-
احتمال اجزا بر اساس کفایت احراز عدالت
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
-
جلسه ۶۸
-
جلسه ۶۹
-
جلسه ۷۰
-
جلسه ۷۱
-
جلسه ۷۲
-
جلسه ۷۳
-
جلسه ۷۴
-
جلسه ۷۵
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
بحث در طائفه دوم از روایاتی است که بر وجوب تعیینی نماز جمعه در عصر غیبت مورد استناد قرار گرفتهاند. مفاد این روایات، محدود به اصل وجوب نماز جمعه است، یکی از روایات این طائفه، صحیحه منصور بن حازم[1] است. مرحوم حائری در برابر اشکال قائلان به عدم امکان تمسک به اطلاقِ «الْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ» ـ بر اساس مبنای صحیح در نزاع صحیح و اعم ـ دو پاسخ میدهد؛ نخست آنکه اساساً مبنای حمل الفاظ عبادات بر «صحیح» قابل قبول نیست بلکه الفاظ عبادات برای اعم از صحیح و فاسد آن وضع شده است و دوم آنکه حتی با فرض پذیرش این مبنا نیز، نماز جمعه صحیح را باید ناظر به تحقق خود نماز با قطع نظر از شرایط وجوب دانست، بنابراین اطلاق نسبت به شرایط وجوب باقی خواهد ماند و امکان تمسک به آن از بین نمی رود؛ ازاینرو به نظر ایشان، اطلاق روایت شامل همه فروض، از جمله زمان حضور و غیبت و نیز اقامه توسط غیر امام معصوم یا منصوب از جانب او، میشود.
اشکال دوم ناظر به عدم جریان اطلاق در فرض تقیهای بودن روایت
مرحوم حائری در مقام دفع این اشکال که «اَلْجُمُعَةُ وَاجِبَةٌ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ» به سبب اقامه نماز جمعه توسط سلاطین جور، حمل بر تقیه شده و ناظر به حکم واقعی نیست، تصریح میکند که حمل روایت بر تقیه در مقام بیان حکم، خلاف ظاهر است. از نظر ایشان، اطلاق این جمله اقتضا میکند که هم اصل اقامه نماز جمعه و هم وجوب حضور در آن، بهعنوان یک حکم واقعی تشریع شده باشد، نه آنکه صرفاً حکمی ظاهری و اضطراری باشد. به تعبیر ایشان، اگرچه ممکن است در آن عصر، حضور شیعه در نمازهای جمعه حاکمان جور از حیث مصلحت اجتماعی و جلوگیری از انزوای کامل آنان، با عنوان «تقیه» توجیه شود، اما این تقیه از سنخ تقیه شخصی و اضطراری نیست، بلکه از نوع «تقیه نوعی» است؛ یعنی تقیهای که در متن ملاک واقعی حکم قرار میگیرد و بهمنزلهی بخشی از علت تشریع آن محسوب میشود و در نتیجه موجب اجزا عمل شده و نیازی به اعاده آن وجود ندارد.[3]
برای تقریب معنا میتوان به حکم شارع در باب شهادتین تمسک کرد؛ هر کس شهادتین را بر زبان جاری سازد، بهحکم شرع مسلمان محسوب میشود، خواه در باطن مؤمن باشد یا نباشد. فردی که در دل ایمان ندارد، از حیث واقع «منافق» است، اما شارع بهجهت مصالح اجتماعی، او را در ظاهر مشمول احکام مسلمانان قرار داده است. اگر از ابتدا مقرر میشد که منافق حکم کافر را دارد و باید همانند کافر با او رفتار شود، نظام اجتماعی دچار هرجومرج و اختلال جدی میگردید. ازاینرو، شارع بر اساس مصلحت نوعیه، عنوان اولیِ اسلام را حتی بر منافق نیز مترتب ساخته است.
مرحوم حائری در ادامه میفرمایند: حتی خارج از فرض تقیه نیز میتوان احتمال اجزا را پذیرفت، از این جهت که برای صحت انعقاد نماز جمعه، احراز عدالت امام جمعه کفایت میکند. به بیان دیگر، همین مقدار که عدالت امام جمعه نزد مأمومین احراز شود، برای تحقق نماز جمعه صحیح کافی است. ایشان سپس میافزایند که در بسیاری از موارد، عموم مردم نسبت به شخصی که امام جمعه میشود، اطمینان به عدالت پیدا میکنند و او را عادل میدانند.
بر این اساس، مرحوم حائری نتیجه میگیرند که امام جمعهای از اهلسنت، از حیث حال، بدتر از فردی یهودی یا مسیحی نیست؛ در حالی که در باب نماز جماعت، روایتی وارد شده است که اگر کسی به امام جماعتی اقتدا کند و پس از نماز معلوم شود که او یهودی یا نصرانی بوده است، نماز مأموم صحیح است و اعاده بر او واجب نیست.
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ: فِي قَوْمٍ خَرَجُوا مِنْ خُرَاسَانَ أَوْ بَعْضِ الْجِبَالِ وَ كَانَ يَؤُمُّهُمْ رَجُلٌ فَلَمَّا صَارُوا إِلَى اَلْكُوفَةِ، عَلِمُوا أَنَّهُ يَهُودِيٌّ قَالَ لاَ يُعِيدُونَ.[4]
ایشان از این روایت استفاده میکنند که اگر اقتدا به چنین شخصی موجب بطلان نماز نیست، به طریق اولی اقتدا به امام جمعهای از اهلسنت نیز نمیتواند موجب بطلان باشد.[5]
در نتیجه، حائری به این جمعبندی میرسند که اقتدا به امام جمعه اهلسنت میتواند موجب صحت واقعی نماز باشد، زیرا بر اساس این تحلیل، معیار، احراز عدالت نزد عموم مردم است و همین مقدار برای انعقاد نماز جمعه صحیح کفایت میکند، هرچند امام جمعه از نظر اعتقادی شیعه نباشد، در نتیجه با صحت عمل می توان اطلاق روایت نسبت به عصر حضور و غیبت را نتیجه گرفت.
[2] « و لا يقال أيضا: إنّ الجمعة المنعقدة في عصر صدور مثل الخبر هي المنعقدة بإقامة السّلاطين الجائرة، فالظاهر من الحكم المذكور باعتبار انحصار مصاديق الموضوع في الخارج فيما ذكر هو وجوب الحضور لجمعاتهم، فالحكم جار مجرى التقيّة إمّا بأن كان صدوره من باب التقيّة، و إنّما من جهة التقيّة في العمل فإنّ انعزال الشيعة عن جمعاتهم كان مخالفا للتقيّة أيضا فكان الواجب عليهم الحضور لذلك، فإنّ مقتضى إطلاقه وجوب إقامة الجمعة، و كذا الحضور في الجمعة المنعقدة فيما لم يكن في البين إمام معصوم و لا جائر و لا منصوب من قبلهما» (صلاة الجمعة (حائری)، ص 134.)
[3] « لا يكون إطلاقه بالنّسبة إلى ذلك جاريا مجرى التقيّة، إذ لا تقيّة في الفرض، مع أنّ الحمل على التقيّة في إلقاء الكلام خلاف الظاهر قطعا، و مقتضى ذلك وجوب عقد الجمعة و وجوب الحضور لجمعاتهم، و كون ذلك مجزيا بالنّسبة إلى نوع الشيعة، لعدم المصلحة في انعزالهم عنها بالمرّة، فيكون الحضور فيها موافقا للتّقيّة للنّوع. و لا ينافي ذلك عدم الإجزاء بالنّسبة إلى بعض الآحاد، أو بالنّسبة إلى نفس الإمام، فإنّ له الانعزال في بعض الموارد و الأيّام كما نقله أبو بصير في الموثّق» (همان، 135.)
[4] تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، ج 8، ص 374.
[5] « كما أنّه يمكن إبداء احتمال الإجزاء و لو في غير مورد التقيّة من باب كفاية إحراز العدالة في انعقاد الجمعة الصحيحة، و لا ريب أنّه يحصل الوثوق بالعدالة لعامّة النّاس بالنّسبة إلى كثير من جمعاتهم، فلا يكون الإمام المخالف أسوء حالا من اليهوديّ الّذي يكون موردا للرّواية في باب الجماعة، فإنّ عامّة النّاس يعتقدون العدالة و الإيمان بجميع ما جاء به النبيّ 6 في كثير من أئمّة جماعاتهم و جمعاتهم» (صلاة الجمعة (حائری)، 135.)
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
حر عاملی، محمد بن حسن، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم - ایران، مؤسسة آل البیت (علیهم السلام) لإحیاء التراث، 1416.
نظری ثبت نشده است .