موضوع: نماز جمعه
تاریخ جلسه : ۱۴۰۴/۱۰/۲
شماره جلسه : ۵۱
-
خلاصه جلسه گذشته
-
دلیل یازدهم: استناد به روایاتی با مضمون «لا جُمُعَةَ إلّا في مِصرٍ»
-
تقریب استدلال به روایات
-
دیدگاه مرحوم بروجردی در حمل روایات بر تقیه
-
نقد مرحوم حائری بر دیدگاه مرحوم بروجردی
-
1. نکته اجتهادی در تشخیص موارد حمل روایت بر تقیه
-
2. اشکال صغروی در حمل روایت بر تقیه
-
ارزیابی اشکال دوم
-
اشکالات مرحوم حائری به دلیل یازدهم
-
اشکال اول: ضعف سندی دو روایت
-
ارزیابی اشکال اول
-
1. نقد کبروی مدعای حائری
-
2. نقد صغروی مدعای حائری
-
پاورقی
-
منابع
-
جلسه ۱
-
جلسه ۲
-
جلسه ۳
-
جلسه ۴
-
جلسه ۵
-
جلسه ۶
-
جلسه ۷
-
جلسه ۸
-
جلسه ۹
-
جلسه ۱۰
-
جلسه ۱۱
-
جلسه ۱۲
-
جلسه ۱۳
-
جلسه ۱۴
-
جلسه ۱۵
-
جلسه ۱۶
-
جلسه ۱۷
-
جلسه ۱۸
-
جلسه ۱۹
-
جلسه ۲۰
-
جلسه ۲۱
-
جلسه ۲۲
-
جلسه ۲۳
-
جلسه ۲۴
-
جلسه ۲۵
-
جلسه ۲۶
-
جلسه ۲۷
-
جلسه ۲۸
-
جلسه ۲۹
-
جلسه ۳۰
-
جلسه ۳۱
-
جلسه ۳۲
-
جلسه ۳۳
-
جلسه ۳۴
-
جلسه ۳۵
-
جلسه ۳۶
-
جلسه ۳۷
-
جلسه ۳۸
-
جلسه ۳۹
-
جلسه ۴۰
-
جلسه ۴۱
-
جلسه ۴۲
-
جلسه ۴۳
-
جلسه ۴۴
-
جلسه ۴۵
-
جلسه ۴۶
-
جلسه ۴۷
-
جلسه ۴۸
-
جلسه ۴۹
-
جلسه ۵۰
-
جلسه ۵۱
-
جلسه ۵۲
-
جلسه ۵۳
-
جلسه ۵۴
-
جلسه ۵۵
-
جلسه ۵۶
-
جلسه ۵۷
-
جلسه ۵۸
-
جلسه ۵۹
-
جلسه ۶۰
-
جلسه ۶۱
-
جلسه ۶۲
-
جلسه ۶۳
-
جلسه ۶۴
-
جلسه ۶۵
-
جلسه ۶۶
-
جلسه ۶۷
الْحَمْدُ للّه رَبِّ الْعَالَمِينْ وَصَلَى الله عَلَىٰ سَيِّدَنَا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينْ
دلیل دهم بر اشتراط امام معصوم در نماز جمعه، استناد به فرازی از دعای چهلوهشتم صحیفه سجادیه[1] است که در آن، اقامهی جمعه از شئون خلفای الهی و برگزیدگان خداوند شمرده شده و از این جهت، مختص معصومان دانسته میشود. مرحوم حائری در نقد این استدلال، پس از طرح دو اشکال نخست، در اشکال سوم میگوید نهایت دلالت دعا اثبات «حق» امام معصوم در اقامهی جمعه است، نه بطلان نماز جمعه در صورت اقامه توسط غیر معصوم؛ زیرا حق داشتن، صرفاً مانع از مزاحمت دیگران است و دلالتی بر عدم مشروعیت فعل غیر ندارد.
دلیل یازدهم بر اشتراط امام معصوم در اقامهی نماز جمعه، روایاتی است که در آنها نماز جمعه به شهرها اختصاص داده شده و از وجوب آن در روستاها نفی گردیده است. از جمله این روایات، دو حدیث منقول در وسائل الشیعة، باب سوم از ابواب صلاة الجمعه است.
فَأَمَّا مَا رَوَاهُ - أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ طَلْحَةَ بْنِ زَيْدٍ عَنْ جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: «لاَ جُمُعَةَ إِلاَّ فِي مِصْرٍ تُقَامُ فِيهِ الْحُدُود».[2]
مرحوم آیتالله بروجردی قدسسره معتقد است که دو روایت مورد بحث درباره اشتراط اقامه نماز جمعه در «مِصر» باید بر تقیه حمل شوند؛ زیرا مفاد آنها با نظر مشهور اهلسنت، بهویژه فتوای ابوحنیفه، مطابقت دارد. بر اساس فقه عامه، نماز جمعه تنها در شهرها صحیح است و در قریهها مشروعیت ندارد، و این دیدگاه در میان آنان امری رایج و متداول بوده و هست. ازاینرو، مرحوم بروجردی با توجه به موافقت مضمون این روایات با مذهب عامه، حمل آنها بر تقیه را وجهی قابل قبول میداند.[4]
نقد مرحوم حائری بر دیدگاه مرحوم بروجردی
1. نکته اجتهادی در تشخیص موارد حمل روایت بر تقیه
در مقابل، مرحوم آقای حائری این تحلیل را ناتمام دانسته و با دقتی اصولی آن را مورد مناقشه قرار میدهد. ایشان تصریح میکند که حمل این روایات بر تقیه بعید است؛ زیرا در روایت، امام صادق (ع) از پدرشان امام باقر (ع) و ایشان از پدرانشان تا امیرالمومنین (ع) نقل کرده است. تقیه اقتضا میکند که امام معصوم(ع) در مقام بیان، حکمی را بهصورت مستقیم و به ظاهر مطابق با فتوای عامه اظهار کند، نه آنکه آن را به پدر خود و سپس به امیرالمؤمنین(ع) نسبت دهد. چنین اسنادی، که متضمن انتساب حکم به امیرالمؤمنین علیهالسلام است، با منطق تقیه سازگار نیست؛ زیرا تقیه ناظر به حفظ جان یا دفع خطر از شخص امام است، نه جعل نسبت به معصومان پیشین. از اینرو، به نظر مرحوم حائری، ساختار سندی روایت خود قرینهای است بر اینکه صدور آن از باب تقیه نبوده و نمیتوان آن را بهسادگی بر تقیه حمل کرد.
حمل روایت بر تقیه ضابطهمند است و نمیتوان هر روایتی را صرفاً به دلیل موافقت با فتوای عامه، بدون ملاحظهی سایر قرائن، بر تقیه حمل کرد.
هرچند اشکال نخست مرحوم حائری بر مرحوم بروجردی متین است، اما اشکال دوم ایشان قابل مناقشه است.
در پاسخ به این اشکال، میتوان گفت آنچه در باب تقیه ملاک است، لزوماً شهرت فتوایی در میان علمای عامه نیست، بلکه آنچه اهمیت دارد، «رواج عملی» و «جریان خارجی» در زمان صدور روایت است. چهبسا فتوایی در میان فقهای عامه مشهور نباشد، اما در عمل، رفتار غالب جامعه اهلسنت بر اساس همان نظر شکل گرفته باشد. ازاینرو، اگر در زمان امام صادق (علیهالسلام)، اقامهی نماز جمعه در شهرها و عدم اقامه آن در قریهها امر رایجی بوده است، همین مقدار برای تحقق تقیه کفایت میکند، هرچند از حیث فتوایی، این نظر تنها به ابوحنیفه منسوب باشد. بر این اساس، آنچه مرحوم بروجردی به آن توجه دادهاند، صرفِ شهرت فتوایی نیست، بلکه «تداول عملی» در میان عامه است و این نکتهای دقیق و قابل دفاع به شمار میآید.
1. نقد کبروی مدعای حائری
افزون بر این، اشکال اساسیتر آن است که اساساً فرض «تفرد» در این روایت محل تأمل است. زیرا مضمون روایت «لا جُمُعَةَ إلّا في مِصر» نه تنها در کلمات فقها مسبوق به سابقه است، بلکه با مبنایی که بسیاری از فقها در اشتراط سلطان عادل یا امام مشروع برای اقامهی جمعه پذیرفتهاند، کاملاً سازگار است. ازاینرو، نمیتوان این روایت را از متفرّدات طلحة بن زید به شمار آورد. بر این اساس، اشکال مرحوم حائری از حیث سند، هرچند مشتمل بر دقت رجالی قابل توجهی است، اما در نهایت قدرت تضعیف روایت را ندارد؛ زیرا هم شهادت شیخ طوسی ظهور در اعتماد کامل دارد و هم مضمون روایت، مؤیدات فقهی متعدد دارد و در زمرهی روایات شاذ و منفرد قرار نمیگیرد.
پاورقی
[1] اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الْمَقَامَ لِخُلَفَائِكَ وَ أَصْفِيَائِكَ، وَ مَوَاضِعِ أُمَنَائِكَ فِي الدَّرَجَةِ الرَّفِيعَةِ الَّتِي اخْتَصَصْتَهُمْ بِهَا قَدِ ابْتَزُّوهَا، وَ أَنْتَ الْمُقَدِّرُ لِذَلِكَ، لَا يُغَالَبُ أَمْرُكَ، وَ لَا يُجَاوَزُ الْمَحْتُومُ مِنْ تَدْبِيرِكَ كَيْفَ شِئْتَ وَ أَنَّى شِئْتَ، وَ لِمَا أَنْتَ أَعْلَمُ بِهِ غَيْرُ مُتَّهَمٍ عَلَى خَلْقِكَ.
[2] تهذيب الأحكام، ج 3، ص 239.
[3] همان، ج 3، 248.
[4] « و لكن لا يخفى أنّ الظاهر حمل الخبرين على التقية، لموافقتهما للمذهب المشهور بين العامة المتداول بينهم عملا، و هو الذي أفتى به أبو حنيفة فخصّ الجمعات بالأمصار دون القرى، فراجع.» (البدر الزاهر في صلاة الجمعة و المسافر، ص 48.)
[5] « أقول: حملهما على التقيّة بعيد جدّا، إذ هي لا تقتضي نسبة الكذب إلى أبيه و عليّ 8 في مقام الإفتاء، مع حصولها بإفتائه 7 من دون النقل عنهما» (صلاة الجمعة (حائری)، ص 86.)
[6] « مع حصولها بإفتائه من دون النقل عنهما، مع أنّ المنقول عن العامّة مختلف جدّا، و اعتبار خصوصيّة المصر لم ينقل إلّا عن أبي حنيفة»(همان.)
[7] « طلحة بن زيد، له كتاب، و هو عاميّ المذهب، إلاّ أنّ كتابه معتمد.» (فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول، ص 256.)
[8] « أوّلا: أنّ الخبرين غير واضحي السند، فإنّ قول الشيخ (قدّس سرّه) بكون كتاب طلحة معتمدا يكون صريحا في عمل الأصحاب بما يتفردّ به، و المحتمل أنّ الشهادة المزبورة إنّما هي من باب مشاهدته النقل عن كتابه كثيرا، و هو غير العمل بما يكون فيه و لا يكون في غيره من سائر الكتب المعتبرة، و لعلّ المقصود أنّ أكثر ما فيه مطابق لمذهب الحقّ، خال عن الغلوّ و التفريط. هذا بالنّسبة إلى خبر طلحة. و أمّا خبر حفص فالرّاوي عنه أبو جعفر عن أبيه و كلاهما مجهولان.» (صلاة الجمعة (حائری)، 110.)
ابنبابویه، محمد بن علی، من لايحضره الفقيه، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1363.
بروجردی، حسین، البدر الزاهر في صلاة الجمعة و المسافر، قم - ایران، مکتب آية الله العظمی المنتظري، 1416.
حائری، مرتضی، صلاة الجمعة (حائری)، قم - ایران، جماعة المدرسين في الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامي، 1418.
طوسی، محمد بن حسن، تهذيب الأحكام، دار الکتب الإسلامیة، 1365.
———، فهرست کتب الشیعة و أصولهم و أسماء المصنفین و أصحاب الأصول، مکتبة المحقق الطباطبائي، 1420.
نظری ثبت نشده است .