pic
pic

کتاب الحج (بحث استطاعت)

جلسه 3
  • در تاریخ ۰۷ مهر ۱۳۹۷
چکیده نکات

خلاصه بحث گذشته
دیدگاه فقیهان پیرامون استطاعت در آیه
ارزیابی دیدگاه دوم: استطاعت عرفیه
دیدگاه سوم: استطاعت شرعیه


بسم الله الرّحمن الرّحيم
الحمدلله رب العالمين و صلى الله على سيدنا محمد و آله الطاهرين


خلاصه بحث گذشته
در بحث گذشته گفته شد برخی از علمای عامه گفته‌اند چون در قسمت اول آیه آمده: «لله علی الناس حجّ البیت»[1]، اگر ما بودیم و همین قسمت؛ یعنی «من استطاع إلیه سبیلا» نبود، شما می‌گفتید حج برای كسی كه قدرت دارد واجب است همان گونه كه اگر خدا می‌فرمود: «أقیموا الصلاة»، شما می‌گفتید نماز برای كسی كه قدرت دارد واجب است یا در «كتب علیكم الصیام»، صیام برای كسی كه قدرت دارد واجب است.

بنابراین، اگر ما بودیم و صدر آیه این قدرت عقلیه استفاده می‌شد. مرحوم نراقی نیز در مستند اشاره به این مطلب نموده است. ظاهر آیه این است كه بگوئیم «حج البیت» مربوط به استطاعت بدنی است و استطاعت بدنی همان قدرت عقلیه و قدرت بر انجام حج می‌باشد و «من استطاع إلیه سبیلا» را حمل كنیم بر زاد و راحله.

در اینجا گروهی از بزرگان بر همین باورند که آیه دو قسمت است: قسمت اول از كلمه «حجّ البیت» است که قدرت بدنی برای حج را استفاده می‌كنیم و از قسمت دوم (یعنی «من استطاع») زاد و راحله (زاد همان توشه و خوراكی‌ای است كه انسان می‌خواهد بخورد و راحله همان مركبی است كه انسان می‌خواهد سوارش بشود تا به میقات و مكه برسد)، اما برخی از فقها این تفكیك را نكرده‌اند؛ یعنی از ابتدا این پرسش را مطرح کرده‌اند که مراد از استطاعت در «من استطاع» آیا استطاعت عقلی است یا عرفی و یا شرعی؟

دیدگاه فقیهان پیرامون استطاعت در آیه
بیان شد که سه دیدگاه در مورد استطاعت در آیه هست:

1. دیدگاه محقق خویی(قدس سره) و مرحوم شاهرودی که این دو فقیه بزرگ قائل‌اند كه آیه استطاعت عقلی را می‌گوید و ارشاد به حكم عقل است. اشكال فرمایش ایشان را هم بیان كردیم.

2. دیدگاه مرحوم والد و صاحب مرتقی(قدس سره) که معتقدند استطاعت عرفیه در كار است؛ زیرا می‌گویند هر عنوانی اگر در لسان شارع قرار گرفت، چون شارع با عرف صحبت می‌كند، شارع كلام خودش را القای به عرف می‌كند، پس باید همان فهم عرفی ملاك باشد. در اینجا نیز باید بگوئیم مراد از استطاعت، استطاعت عرفی است و مراد از: «من استطاع» یعنی «من استطاع عرفاً».
فرق استطاعت عرفی و عقلی (همان‌گونه که در گذشته ذکر شد) آن است که در جایی كه مشقّت باشد استطاعت عقلی هست اما استطاعت عرفی نیست.

3. دیدگاه سوم آن است که مراد از استطاعت، استطاعت شرعیه است.

ارزیابی دیدگاه دوم: استطاعت عرفیه
سؤال ما از این دو بزرگوار آن است که به چه دلیل استطاعت را حمل بر استطاعت عرفی می‌كنید؟ می‌گویند چون كلمات شارع «ملقاةٌ إلی العرف»، لذا همان گونه كه در مورد «الدم نجسٌ» می‌گوئیم «دم» یعنی «ما یراه العرف دماً» یا در مورد «صُم للرؤیة» می‌گوییم «ما یراه العرف رؤیةً»، در اینجا نیز باید بگوئیم استطاعت، استطاعت عرفی است.

تعلیقه‌ای كه ما بر این فرمایش داریم آن است كه موضوعات دو نوع است: 1. موضوعات خارجیه‌ عرفیه، 2. موضوعات مستحدثه شرعیه. در موضوعات خارجیه عرفیه مثل دَم و ماء، وقتی شارع می‌گوید: «الماء مطهرٌ» می‌گوئیم ماء یعنی چه؟ یعنی آنچه عرف به آن آب می‌گوید. بنابراین این استدلال در موضوعات خارجیه عرفیه تمام است. مثال دیگر آن که وقتی می‌گوییم «اتمّوا الصیام إلی اللیل»، می‌گوئیم هر وقت «لیل» شد و «لیل» یك مفهوم عرفی دارد نه یك معنای شرعی یا «فجر» یك معنای عرفی روشنی دارد.

اما هنگامی که شارع فرمود: «أقم الصلاة»، فرض این است كه «صلاة» یك موضوع مستحدث شرعی است و در اینجا دیگر سراغ عرف نمی‌رویم یا در «و لله علی الناس حجّ البیت»، «حج» رفتن به قصد زیارت خانه خدا و انجام مناسك مخصوصه است و یك معنای شرعی دارد نه یك معنای عرفی؛ یعنی «حَج و حِج» یك معنای مستحدث شرعی است. بنابراین، اگر شارع یك شرطی را در مورد این معنای مستحدث شرعی بیان كرد، ابتدا باید دید كه آیا شارع یک معنای خاصی از این برای این شرط دارد یا خیر و نمی‌توان سراغ عرف رفت.

به عنوان مثال، شارع «طهور» را به عنوان یکی از شروط نماز مطرح کرده و فرموده: «لا صلاة إلا بطهورٍ»، در اینجا هیچ فقیهی توهم این را نمی‌کند که «طهور» در «لا صلاة إلا بطهورٍ» را حمل بر معنای عرفی کند، بلکه در این‌گونه موارد چون خودش یك موضوع مستحدث شرعی است، پس باید طهور نیز یك معنای خاص در نظر شارع باشد و باید سراغ ادله و ببینیم مراد شارع از طهور چیست؟

بنابراین، در ما نحن فیه نیز (یعنی در آیه: «و لله علی الناس حِج البیت من استطاع الیه سبیلاً»)، «حِج» و «حَج» و «استطاعت» یك موضوع مستحدث شرعی است و باید دید مراد شارع از حج یا استطاعت چیست نه این که استطاعت را به عرف القا کرد.

بدین‌سان، این فرمایش مرحوم والد ما و صاحب مرتقی (كه چون كلمات و تعابیری كه در لسان روایات یا آیات و یا ادله وارد می‌شود باید حمل بر معنای عرفی‌اش بشود) كلیت ندارد و فقط در موضوعات عرفیه‌ خارجیه است، اما در موضوعات مستحدثه‌ شرعیه مثل صلاة، صوم، حج، زكات. مثلاً می‌گویند: «لا زکاة الا بالنصاب»، در اینجا مراد از نصاب نمی‌تواند نصاب عرفی باشد، بلکه شارع باید برای ما معین كند. پس در اینجا نیز مجالی نیست برای این كه این استطاعت را حمل بر استطاعت عرفیه كنیم.

به بیان دیگر، معلوم نیست كه اینجا از مواردی باشد كه بگوئیم شارع هم اعتماد بر عرف می‌كند، بلکه هنگامی که شارع یك موضوع شرعی آورده، ظهور در این دارد که باید دید خود شارع استطاعت را چگونه معنا می‌كند، البته ممكن است با قرائنی بگوئیم اینجا نیز شارع همان معنای عرفی را اراده كرده است، اما با قطع نظر از قرائن ظهور اولی در این دارد كه باید دید شارع چه چیزی را اراده كرده و برای ‌استطاعت چه معنایی ذكر كرده است.

برای نمونه، اگر شارع بگوید: تمام تكالیف من در فرضی است كه شما بالغ می‌شوید، در اینجا می‌گوئیم مراد بلوغ عرفی است یا بلوغ شرعی؟ یعنی می‌گوئیم مراد بلوغ عرفی است مگر این كه شارع یك معنای دیگری آورده باشد یا این که عكس این را باید بگوئیم؟ روشن است که باید عكس این سخن را بگوییم؛ یعنی باید گفت این تكالیف را شارع آورده و اگر شارع یك شرطی (مثل بلوغ) را ذكر كرد، ابتدا باید دید ملاك شرعی بلوغ چیست؟ اگر ملاك شرعی برای آن پیدا نكردیم، بعد سراغ عرف برویم و در جایی هم كه شك داریم باید احتیاط كنیم.

مثال دیگر، اگر در روایتی آمده باشد كه مال یتیم را به او ندهید مگر این كه بالغ شده باشد، قاعده این است كه حمل بر معنای شرعی كنیم؛ یعنی ببینیم معنای شرعی دارد یا نه؟ اگر نداشت حمل بر معنای عرفی كنیم. یكی از ثمراتش در همین فرض شك ظاهر می‌شود، شما شك می‌كنید اینجا شارع معنای شرعی اراده كرده یا معنای عرفی را، در اینجا هر چند معنای عرفی برای شما روشن باشد، ولی اگر معنای شرعی برای شما روشن نباشد احتمال می‌دهید معنای شرعی اراده كرده باشد و جای احتیاط است.

خلاصه آن که سه دیدگاه در مورد استطاعت در آیه و استطاعت در روایات وجود دارد:

1. فقیهانی مثل صاحب مرتقی(قدس سره) استطاعت در آیه را حمل بر استطاعت عرفی كرده و تلاش بسیاری می‌کنند تا این که از روایات نیز استطاعت عرفی درآورند كه با آیه یكسان شود.

2. مرحوم والد ما می‌گوید: استطاعت در آیه شریفه استطاعت عرفیه است و در روایات، استطاعت شرعیه.

3. مرحوم خوئی و شاهرودی(قدس سره) می‌گویند استطاعت در آیه استطاعت عقلیه است و در روایات استطاعت شرعیه.

همه این فقها معتقدند که روایات بر خلاف ظاهر آیه است، اما ما در صدد آن هستیم که به این نتیجه برسیم آیه استطاعت شرعیه را می‌گوید و بیان این استطاعت شرعیه در روایات مخالف با ظاهر آیه نیست.

دیدگاه سوم: استطاعت شرعیه
به نظر ما در آیه بحث استطاعت شرعیه است؛ یعنی شارع می‌گوید: مراد من از این استطاعت، استطاعت بدنی، مالی، زمانی و راه (چهار نوع استطاعت) است. آن قدرتی كه در اصول می‌گوئیم با قدرت عقلیه از حیث انجام عمل فرقی نمی‌كند منتهی می‌گوئیم از حیث انجام عمل وقتی من قدرت دارم یك عملی را انجام بدهم، اگر گفتید در ملاك دخالت ندارد می‌شود قدرت عقلی، اگر همین قدرت انجام بر عمل یعنی قدرت بر امتثال، دخالت در ملاك داشته باشد، می‌شود قدرت شرعیه، ولی در اینجا بحث امتثال نیست، بلکه ممكن است یك كسی حج برود اما استطاعت سری (یعنی امنیت راه) نداشته باشد در حالی كه حجش را هم انجام داده است. بنابراین، آن قدرت شرعیه‌ای كه در اصول مطرح می‌كنیم به این معناست که اگر آن قدرت نباشد فعل هم انجام نمی‌شود، اما در اینجا ممكن است استطاعت شرعیه نباشد اما فعل هم انجام می‌شود.

نتیجه آن که می‌توان گفت آیه شریفه یك چیزی می‌گوید و روایات را تعبداً از ائمه معصومین علیهم السلام قبول كنیم و چیز دیگری را می‌گوید و کسانی است که می‌گویند استطاعت عقلی است باید همین را بگویند، کسانی هم كه می‌گویند استطاعت، استطاعت عرفی است باز به روایات كه می‌رسند می‌گویند روایات استطاعت شرعی را می‌گوید و همه اینها متفق‌اند كه روایات برخلاف آیه می‌گوید، اما این راهی كه طی می‌کنیم هیچ منافاتی میان استطاعت در آیه و روایات وجود نداشته و همه به معنای استطاعت شرعی است.


وصلّی الله علی محمد و آله الطاهرین


[1] ـ سوره آل‌عمران، آیه97.

۱۴ بازدید

نظر شما

کد امنیتی
مطالب بیشتر...
به توسعه ی کلیدواژه های دروس کمک کنید

برای این درس کلیدواژه پیشنهاد بدهید
چکیده نکات

خلاصه بحث گذشته
دیدگاه فقیهان پیرامون استطاعت در آیه
ارزیابی دیدگاه دوم: استطاعت عرفیه
دیدگاه سوم: استطاعت شرعیه